صرف عربی

ثلاثی و رباعی و فراتر از آن؛ تعداد حروف اصلی در ساخت واژه‌های عربی

وقتی در صرف عربی می‌گوییم واژه‌ای «ثلاثی»، «رباعی» یا «خماسی» است، درباره تعداد همه حروفی که در شکل فعلی واژه دیده می‌شوند حرف نمی‌زنیم. معیار اصلی، شمار حروفی است که ماده یا هسته واژه را می‌سازند. برای نمونه، «اِسْتَخْرَجَ» در ظاهر شش حرف دارد، اما سه حرف اصلی آن «خ، ر، ج» است؛ در مقابل، «دَحْرَجَ» تنها چهار حرف دارد و هر چهار حرفش اصلی است. پس بلندتر بودن یک واژه لزوماً به معنای بلندتر بودن ریشه آن نیست. این تمایز، پایه وزن‌گذاری، تشخیص مجرد و مزید و پیدا کردن خانواده واژگانی است.

برای ورود دقیق‌تر به این بحث باید سه چیز را از هم جدا کنیم: «صورت نوشته‌شده»، «بن صرفی» و «حروف اصلی». صورت نوشته‌شده ممکن است حرف عطف، حرف تعریف، شناسه فعل یا ضمیر متصل داشته باشد. بن صرفی پس از کنار گذاشتن این پی‌بست‌ها آشکار می‌شود؛ اما حتی در بن نیز ممکن است حروف افزوده یک وزن حضور داشته باشند. در نهایت، حروف اصلی با مقایسه صورت‌های هم‌خانواده و ریشه در زبان عربی مشخص می‌شوند. بنابراین شمارش ظاهری فقط یک سرنخ اولیه است و هرگز جای تحلیل صرفی را نمی‌گیرد.

در دستگاه آموزشی رایج علم صرف، فعل مجرد فقط ثلاثی یا رباعی است؛ یعنی سه یا چهار حرف اصلی دارد. اسم مجرد می‌تواند ثلاثی، رباعی یا خماسی باشد. ساخت‌های پنج‌حرفی و شش‌حرفی فعل معمولاً مزیدند و از افزودن عناصر اشتقاقی به پایه ثلاثی یا رباعی پدید می‌آیند. اسم‌های مزید نیز می‌توانند از پنج حرف فراتر بروند. این مقاله ابتدا معیار شمارش را روشن می‌کند، سپس ثلاثی، رباعی و خماسی را جداگانه می‌شناسد و در پایان یک روش شش‌مرحله‌ای و جدول نمونه ارائه می‌دهد تا بتوانید تعداد حروف اصلی را با دلیل تعیین کنید، نه با حدس و حذف مکانیکی حروف.

حروف اصلی را چگونه از طول ظاهری واژه جدا کنیم؟

حرف اصلی جزئی از ماده واژه است و در اعضای مهم یک خانواده واژگانی حضور دارد؛ هرچند گاهی بر اثر اعلال، ادغام یا حذف، صورت ظاهری آن تغییر می‌کند. حرف افزوده برای ساختن وزن تازه، افزودن یک نقش معنایی یا ایجاد صورت صرفی به ماده اضافه می‌شود. بنابراین برای تعیین تعداد حروف اصلی، باید از ظاهر عبور کنیم و ببینیم هر حرف چه نقشی در ساختمان واژه دارد. «کاتِب» چهار حرف نوشته‌شده دارد، اما الف آن جزء وزن «فاعِل» است و ریشه همچنان «ک، ت، ب» می‌ماند. از سوی دیگر، دالِ مشدد در «مَدَّ» دو دال اصلی را نمایندگی می‌کند؛ پس کوتاهی ظاهری هم می‌تواند گمراه‌کننده باشد.

حروف اصلی را چگونه از طول ظاهری واژه جدا کنیم؟

سه شمار متفاوت را در نظر بگیرید: تعداد نویسه‌های شکل فعلی، تعداد حروف بن و تعداد حروف اصلی. در «فَسَیَسْتَخْرِجُونَها» چند جزء به هم پیوسته‌اند: فاء، سین، یاء مضارعه، بن «یستخرج»، علامت جمع و ضمیر مفعولی. هیچ‌کدام از این شمارها به‌تنهایی نمی‌گوید ریشه چندحرفی است. پس از جدا کردن پی‌بست‌ها و بازگرداندن فعل به «اِسْتَخْرَجَ»، هنوز باید «اِسْتَـ» را به‌عنوان بخش افزوده وزن تشخیص دهیم تا به «خ، ر، ج» برسیم.

برای تشخیص اصل و افزوده، فهرست حروف «سألتمونیها» مفید است، اما دلیل قطعی نیست. هرکدام از این حروف می‌تواند در واژه‌ای اصلی و در واژه‌ای دیگر افزوده باشد. روش درست در آموزش حروف اصلی و زائد در عربی این است که خانواده واژه، وزن و تغییرهای آوایی را کنار هم بگذاریم. برای مثال، سین در «سَمِعَ» اصلی است، اما سین در «اِسْتَغْفَرَ» بخشی از ساخت افزوده «اِسْتَـ» است.

تشدید را نیز باید باز کنیم. «مَدَّ» در نوشتار سه نویسه مستقل ندارد، ولی تشدید روی دال نشان می‌دهد دو دال هم‌جنس در هم ادغام شده‌اند؛ ریشه «م، د، د» است. در اعلال، ممکن است حرف علّه به الف تبدیل یا حذف شود. «قالَ» با مقایسه «یَقولُ» و «قَوْل» به ریشه «ق، و، ل» برمی‌گردد. نتیجه این دو مثال روشن است: تعداد حروف اصلی یک تحلیل صرفی است، نه یک شمارش تایپی.

ثلاثی؛ رایج‌ترین ساخت در اسم و فعل

ثلاثی واژه‌ای است که سه حرف اصلی دارد. بیشتر الگوهای پایه‌ای که دانش‌آموز در آغاز علم صرف می‌آموزد بر همین ساخت بنا شده‌اند؛ ازاین‌رو میزان صرفی با سه نماد «ف، ع، ل» شروع می‌شود. حرف اول ریشه در جایگاه فاءالفعل، حرف دوم در جایگاه عین‌الفعل و حرف سوم در جایگاه لام‌الفعل قرار می‌گیرد. «کَتَبَ»، «عَلِمَ» و «نَصَرَ» فعل‌های ثلاثی مجردند؛ «قَمَر»، «جَبَل» و «عِلْم» نیز اسم‌هایی با سه حرف اصلی‌اند. ثلاثی بودن به معنی سه‌حرفی بودن همه مشتق‌ها نیست: «کاتِب»، «مَکتوب» و «اِسْتِکتاب» با وجود طول متفاوت، بر ماده سه‌حرفی «ک، ت، ب» استوارند.

ثلاثی؛ رایج‌ترین ساخت در اسم و فعل

در فعل ثلاثی مجرد، سه حرف بن ماضی مفرد مذکر غایب اصلی‌اند. حرکت‌های این سه حرف می‌توانند فرق کنند؛ مانند «فَعَلَ»، «فَعِلَ» و «فَعُلَ»، اما تغییر حرکت تعداد حروف اصلی را عوض نمی‌کند. همچنین صحیح یا معتل بودن فعل طبقه دیگری است. «کَتَبَ» و «قالَ» هر دو ثلاثی‌اند، هرچند اولی صحیح و دومی معتل است. در «قالَ»، الفِ میانی صورت دگرگون‌شده واوِ ریشه است و نباید آن را یک حرف افزوده به شمار آورد.

اسم ثلاثی نیز سه اصل دارد، اما حرکات و قالب‌های آن متنوع‌ترند. برای نمونه، «حَجَر»، «کَتِف» و «عُنُق» همگی سه حرف اصلی دارند. برخی اسم‌ها در ظاهر کوتاه‌تر شده‌اند؛ «یَد» در تحلیل تاریخی و صرفی از اصلی سه‌حرفی دانسته می‌شود و کاهش ظاهری آن دلیل دوحرفی بودنِ ماده نیست. در تمرین‌های مقدماتی بهتر است چنین واژه‌هایی را با صورت‌های جمع، تثنیه یا مشتق‌های مرتبط بررسی کنیم تا حرف حذف‌شده آشکار شود.

اگر واژه‌ای مانند «مَکتوب» یا «اِستِغفار» دیدید، ابتدا طول آن را کنار بگذارید و حروف ماده را در میزان صرفی بنشانید. در «مَکتوب»، کاف، تاء و باء به فاء، عین و لام تبدیل می‌شوند و میم و واو در جای خود باقی می‌مانند؛ وزن «مَفعول» به دست می‌آید. این کار نشان می‌دهد یک واژه شش‌حرفی می‌تواند همچنان از ریشه ثلاثی ساخته شده باشد.

رباعی؛ چهار حرف اصلی و وزن «فعلل»

رباعی واژه‌ای است که چهار حرف اصلی دارد. برای نمایش این چهار جایگاه در میزان صرفی، پس از «ف، ع، ل» یک لام دیگر می‌آوریم و وزن پایه «فَعْلَلَ» ساخته می‌شود. فعل‌هایی مانند «دَحْرَجَ» و «زَلْزَلَ» رباعی مجردند؛ زیرا هیچ‌یک از چهار حرف آن‌ها با قرینه صرفی معتبر زائد نیست. اسم نیز می‌تواند رباعی باشد؛ مانند «جَعْفَر»، «عَقْرَب» و «دِرْهَم». نکته مهم این است که هر واژه چهارحرفی رباعی نیست. «أَکْرَمَ» چهار حرف دارد، اما همزه آن بر ریشه ثلاثی «ک، ر، م» افزوده شده است. در نتیجه، شمار ظاهری چهار تنها وقتی به رباعی بودن می‌رسد که هر چهار حرف واقعاً جزء ماده باشند.

رباعی؛ چهار حرف اصلی و وزن «فعلل»

در وزن‌گذاری رباعی مجرد، حرف چهارم ریشه در برابر لام دوم قرار می‌گیرد. «دَحْرَجَ» بر وزن «فَعْلَلَ» است: دال فاء، حاء عین، راء لام اول و جیم لام دوم را می‌گیرد. تکرار لام در وزن به معنی زائد بودن حرف چهارم نیست؛ برعکس، نشان می‌دهد میزان برای چهار اصل گسترش یافته است. در «زَلْزَلَ» نیز ز، ل، ز، ل چهار جایگاه اصلی را پر می‌کنند. شباهت دو جفت حرف نباید ما را به فرض یک ریشه دوحرفی وادارد؛ تحلیل آموزشی معیار، این فعل را رباعی مکرر می‌شناسد.

رباعی مجرد را باید از ثلاثی مزیدِ چهارحرفی جدا کرد. «دَحْرَجَ» چهار اصل دارد، ولی «أَخْرَجَ» از ریشه «خ، ر، ج» ساخته شده و همزه افزوده است. «قاتَلَ» نیز چهار حرف ظاهری دارد، اما الفِ آن در قالب «فاعَلَ» افزوده است. راه تشخیص این است که واژه را با اعضای خانواده‌اش بسنجیم: «خَرَجَ، خُروج، مَخْرَج، أَخْرَجَ» هسته سه‌حرفی «خ، ر، ج» را آشکار می‌کنند؛ در خانواده «دَحْرَجَ، یُدَحْرِجُ، دَحْرَجَة» هر چهار اصل پایدار می‌مانند.

رباعی می‌تواند مزید نیز بشود. «تَدَحْرَجَ» پنج حرف دارد، اما تاء به پایه رباعی «دَحْرَجَ» افزوده شده است؛ بنابراین ریشه همچنان چهارحرفی است. این نمونه نشان می‌دهد برچسب‌هایی مانند «پنج‌حرفی» اگر بدون توضیح به کار روند مبهم‌اند: ممکن است فقط طول ماضی را بیان کنند، نه تعداد حروف اصلی را. در تحلیل دقیق همیشه مشخص کنید درباره طول صورت، وزن یا ریشه حرف می‌زنید.

خماسی و ساخت‌های فراتر؛ مرز اسم و فعل

در طبقه‌بندی سنتی علم صرف، اسم مجرد می‌تواند پنج حرف اصلی داشته باشد، اما فعل مجرد از چهار حرف اصلی فراتر نمی‌رود. «سَفَرْجَل» نمونه مشهور اسم خماسی مجرد است و پنج حرف «س، ف، ر، ج، ل» در ساخت اصلی آن حضور دارند. برای وزن‌گذاری اسم خماسی، میزان با دو لام افزوده گسترش می‌یابد تا هر پنج اصل جایگاهی داشته باشند. در مقابل، فعل ماضی پنج‌حرفی مانند «اِنْطَلَقَ» یا «تَدَحْرَجَ» خماسی مجرد نیست: اولی از ریشه ثلاثی «ط، ل، ق» و دومی از ریشه رباعی «د، ح، ر، ج» ساخته شده است. پس واژه پنج‌حرفی فقط زمانی خماسی است که اسم باشد و هر پنج حرفش اصلی تشخیص داده شوند.

خماسی و ساخت‌های فراتر؛ مرز اسم و فعل

اسم خماسی مجرد در مقایسه با اسم‌های ثلاثی و رباعی کم‌کاربردتر است. نمونه‌هایی مانند «سَفَرْجَل»، «جَحْمَرِش» و «قِرْطَعْب» معمولاً برای معرفی اوزان این گروه آورده می‌شوند. کمیابی یک الگو به این معنا نیست که می‌توان از تحلیل صرفی صرف‌نظر کرد؛ برعکس، باید مطمئن شویم واژه دخیل، نام خاص، ترکیب یا صورت مزید را با اسم خماسی مجرد اشتباه نگرفته‌ایم. در واژه‌های نامأنوس، فرهنگ لغت و ذکر ریشه بهترین راه تأییدند.

عبارت «فعل خماسی» در بعضی کتاب‌های آموزشی برای فعلی به کار می‌رود که صورت ماضی آن پنج حرف دارد، نه فعلی با پنج حرف اصلی. برای مثال «اِنْکَسَرَ» در این کاربرد یک فعل پنج‌حرفی است، اما از ریشه ثلاثی «ک، س، ر» ساخته شده و دو حرف افزوده دارد. این اصطلاح را نباید با «افعال خمسه» در نحو یکی دانست؛ افعال خمسه پنج صیغه مشخص از مضارع‌اند و موضوعشان شناسه و اعراب فعل است، نه تعداد حروف ریشه.

ساخت‌های شش‌حرفی فعل نیز معمولاً از ثلاثی مزید با سه حرف افزایش یا رباعی مزید با دو حرف افزایش پدید می‌آیند. «اِسْتَغْفَرَ» از «غ، ف، ر» و «اِحْرَنْجَمَ» از پایه رباعی تحلیل می‌شود. برای تفکیک دقیق این صورت‌ها، شناخت مجرد و مزید در صرف عربی ضروری است. در اسم نیز ساخت مزید می‌تواند تا هفت حرف برسد؛ اما حروف عطف، «الـ»، ضمیر متصل و علامت‌های جمع ممکن است رشته نوشته‌شده را از این هم بلندتر کنند، بی‌آنکه سقف حروف اصلی تغییر کند.

روش مرحله‌به‌مرحله تشخیص تعداد حروف اصلی

برای تشخیص تعداد حروف اصلی، یک مسیر ثابت از حدس‌زدن بهتر است. نخست، نوع واژه و مرزهای آن را مشخص کنید؛ سپس پی‌بست‌ها و شناسه‌های صرفی را کنار بگذارید. فعل را به ماضی مفرد مذکر غایب و اسم را تا حد ممکن به مفرد پایه برگردانید. بعد چند تصریف یا مشتق هم‌خانواده را مقایسه کنید تا حروف پایدار آشکار شوند. تنها در این مرحله سراغ حروف افزوده و وزن بروید. در پایان، تشدید، اعلال، ادغام و حذف را بررسی کنید و تحلیل را با یک صورت دیگر بیازمایید. این ترتیب مهم است: اگر از ابتدا فقط حروف «سألتمونیها» را حذف کنید، ممکن است حرف اصلی را کنار بگذارید یا ریشه‌ای بسازید که در هیچ عضو خانواده پایدار نیست.

روش مرحله‌به‌مرحله تشخیص تعداد حروف اصلی

پی‌بست‌ها را جدا کنید: حرف عطف، حرف جر، «الـ»، ضمیرهای متصل، نشانه جمع و شناسه‌های فعل را با خود ماده یکی نگیرید.

صورت پایه را پیدا کنید: فعل را به ماضی مفرد مذکر غایب و اسم را به مفردِ بدون پی‌بست برگردانید.

خانواده واژه را بسازید: مصدر، مضارع، اسم فاعل، اسم مفعول و دیگر مشتق‌ها می‌توانند حرف پنهان یا دگرگون‌شده را نشان دهند.

حروف افزوده را با وزن بسنجید: حضور یک حرف در «سألتمونیها» فقط احتمال افزایش را مطرح می‌کند؛ وزن و خانواده باید آن را تأیید کنند.

تغییرهای صوتی و املایی را بررسی کنید: تشدید را باز کنید و در افعال معتل، صورت‌های دیگری مانند مضارع و مصدر را ببینید.

نتیجه را کنترل کنید: ماده پیشنهادی باید در چند عضو هم‌خانواده پایدار بماند و همه حروف واژه در وزن توضیح داده شوند.

جدول زیر نشان می‌دهد چرا این مراحل باید با هم اجرا شوند؛ هر ردیف یک نوع دام رایج را نیز آشکار می‌کند.

واژهحروف اصلیطبقهدلیل تشخیص
کَتَبَک، ت، بثلاثی مجردهر سه حرف در بن اصلی حضور دارند.
کاتِبک، ت، باسم مشتق از ثلاثیالف جزء وزن «فاعِل» است.
اِسْتَخْرَجَخ، ر، جثلاثی مزیدا، س و ت افزوده‌اند.
دَحْرَجَد، ح، ر، جرباعی مجردهر چهار حرف در خانواده واژه پایدارند.
تَدَحْرَجَد، ح، ر، جرباعی مزیدتاء بر پایه رباعی افزوده شده است.
سَفَرْجَلس، ف، ر، ج، لاسم خماسی مجردهر پنج حرف جایگاه اصلی دارند.
مَدَّم، د، دثلاثی مضاعفتشدید نماینده دو دال است.
قالَق، و، لثلاثی معتلواو در «یقول» و «قول» آشکار می‌شود.

سه خطا از بقیه رایج‌ترند: یکی دانستن طول واژه با تعداد حروف اصلی؛ حذف هر حرف عضو «سألتمونیها» بدون دلیل؛ و نادیده گرفتن تشدید یا حرف علّه دگرگون‌شده. خطای چهارم، اعتماد به یک صورت منفرد است. اگر تنها «قال» را ببینیم، ممکن است الف را اصل یا افزوده فرض کنیم؛ اما «یقول» و «قول» واوِ ریشه را روشن می‌کنند. تحلیل خوب باید بتواند هم شکل موجود و هم صورت‌های مرتبط را توضیح دهد.

در واژه‌های دخیل، نام‌های خاص و واژه‌هایی که خانواده روشنی ندارند، نتیجه همیشه با قواعد مقدماتی قطعی نمی‌شود. در این موارد به‌جای ساختن ریشه فرضی، مدخل فرهنگ لغت و دیدگاه صرفی ثبت‌شده برای همان واژه را بررسی کنید. این محدودیت، ضعف روش نیست؛ نشان می‌دهد قواعد وزن‌گذاری برای واژه‌های پذیرفته‌شده در دستگاه صرفی عربی طراحی شده‌اند و هر رشته نوشتاری الزاماً عضو شفاف همان دستگاه نیست.

جمع‌بندی

ثلاثی، رباعی و خماسی به تعداد حروف اصلی اشاره دارند، نه به طول هر صورتی که روی صفحه می‌بینیم. فعل مجرد در عربی سه یا چهار حرف اصلی دارد؛ اسم مجرد می‌تواند سه، چهار یا پنج حرف اصلی داشته باشد. بنابراین «اِسْتَخْرَجَ» با شش حرف ظاهری همچنان بر ریشه ثلاثی «خ، ر، ج» ساخته شده، «دَحْرَجَ» رباعی مجرد است و «سَفَرْجَل» نمونه اسم خماسی مجرد به شمار می‌آید. صورت‌های بلندتر از راه افزایش، تصریف و پیوستن ضمیرها یا دیگر پی‌بست‌ها ساخته می‌شوند. همین مرزبندی ساده مانع می‌شود فعل پنج‌حرفی را فعلِ دارای پنج اصل یا هر اسم پنج‌حرفی را خماسی مجرد فرض کنیم.

جمع‌بندی

قاعده عملی این است: ظاهر واژه را نقطه شروع بدانید، نه پاسخ نهایی. پی‌بست‌ها را جدا کنید، صورت پایه را بیابید، چند عضو هم‌خانواده را کنار هم بگذارید و سپس وزن بسازید. اگر تشدید، اعلال یا حذف رخ داده است، آن را در شمارش وارد کنید. وقتی هر حرفِ واژه و هر تغییر آن در تحلیل توضیح داده شود، می‌توان با اطمینان گفت ماده ثلاثی، رباعی یا—در اسم مجرد—خماسی است.

برای یادگیری ماندگار، نمونه‌ها را فقط حفظ نکنید. یک جدول دو ستونی بسازید و در ستون اول صورت‌های مختلف یک خانواده را بنویسید؛ در ستون دوم حروف پایدار و عناصر افزوده را جدا کنید. با چند تمرین کوتاه روی «مکتوب»، «أخرج»، «تدحرج»، «مدّ» و «قال» می‌بینید که تفاوت میان طول ظاهری، بن و ریشه به یک عادت تحلیلی تبدیل می‌شود.

سؤالات متداول

پرسش‌های زیر مرز میان تعداد حروف ظاهری، بن و ریشه را در حالت‌هایی روشن می‌کنند که معمولاً هنگام وزن‌گذاری باعث اشتباه می‌شوند.

آیا هر واژه سه‌حرفی، ثلاثی مجرد است؟

نه لزوماً. ممکن است صورت ظاهری بر اثر حذف یک حرف اصلی کوتاه شده باشد یا یکی از حروف، پی‌بست دستوری باشد. برای حکم دقیق باید صورت پایه و خانواده واژه را بررسی کرد. بااین‌حال، واژه‌هایی مانند «کَتَبَ» و «قَمَر» که هر سه حرفشان در ماده پایدار است، ثلاثی مجردند.

آیا هر واژه پنج‌حرفی، خماسی است؟

خیر. خماسی یعنی پنج حرف اصلی، نه پنج حرف نوشته‌شده. «اِنْطَلَقَ» پنج حرف دارد، اما بر ریشه ثلاثی «ط، ل، ق» ساخته شده است. فقط اسمی که هر پنج حرفش اصلی باشد، مانند «سَفَرْجَل»، خماسی مجرد به شمار می‌آید.

آیا در عربی فعل خماسیِ مجرد وجود دارد؟

در طبقه‌بندی معیار علم صرف، فعل مجرد فقط ثلاثی یا رباعی است. اصطلاح «فعل پنج‌حرفی» ممکن است برای طول صورت ماضی به کار رود، اما چنین فعلی از ریشه ثلاثی یا رباعی همراه با حروف افزوده ساخته شده است.

فعل خماسی با افعال خمسه چه تفاوتی دارد؟

فعل خماسی در بعضی درس‌ها یعنی فعلی که صورت ماضی آن پنج حرف دارد؛ اما «افعال خمسه» اصطلاحی نحوی برای پنج صیغه مضارع مانند «یفعلان» و «تفعلون» است. اولی به ساختمان واژه مربوط می‌شود و دومی به صیغه و اعراب مضارع.

حرف مشدد در شمارش حروف اصلی یک حرف است یا دو حرف؟

تشدید از نظر تحلیل صرفی نشان‌دهنده دو حرف هم‌جنس است. در «مَدَّ»، دال مشدد به دو دال باز می‌شود؛ بنابراین ماده «م، د، د» و فعل ثلاثی مضاعف است. شمردن آن به‌صورت یک حرف، ریشه و وزن را ناقص می‌کند.

چگونه حرف اصلی پنهان در فعل معتل را پیدا کنیم؟

صورت‌های دیگر همان فعل را مقایسه کنید. مضارع، مصدر یا مشتق‌ها معمولاً حرف علّه را آشکار می‌کنند. برای نمونه، «یَقولُ» و «قَوْل» نشان می‌دهند حرف میانی ریشه «قالَ» واو است. اگر تنها صورت ماضی را ببینید، احتمال خطا بیشتر می‌شود.

آیا می‌توان حروف «سألتمونیها» را مستقیماً از واژه حذف کرد؟

خیر. این عبارت فقط حروفی را گرد می‌آورد که امکان دارد افزوده باشند. سین در «سَمِعَ»، میم در «مَلَک» و واو در «وَعَدَ» اصلی‌اند. حذف هر حرف باید با وزن، معنای خانواده و صورت‌های هم‌ریشه تأیید شود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 − شش =

دکمه بازگشت به بالا