باب تفاعل «تَفاعَلَ»؛ ساخت، صرف و مشارکت دوسویه

باب تفاعل یکی از بابهای ثلاثی مزید است که با وزن «تَفاعَلَ» شناخته میشود و معمولاً رابطهای متقابل میان دو یا چند طرف را نشان میدهد. در فعلی مانند «تَعاوَنَ»، همکاری از یک طرف به طرف دیگر جاری نیست؛ همهٔ افراد در شکلگیری عمل سهم دارند. همین ویژگی سبب میشود تفاعل را «باب مشارکت دوسویه» بنامند. بااینحال، مشارکت تنها معنای این وزن نیست. فعلهایی مانند «تَمارَضَ» بر تظاهر، «تَزایَدَ» بر افزایش تدریجی و «تَباعَدَ» بر پذیرفتن اثر و دورشدن دلالت میکنند. بنابراین دیدن قالب تفاعل، محدودهای از معناها را پیش روی ما میگذارد، نه یک ترجمهٔ تغییرناپذیر.
ساختمان تفاعل از ریشهٔ سهحرفی و دو افزوده ساخته میشود: تاء در آغاز و الف پس از فاءالفعل. برای نمونه، ریشهٔ «ع و ن» در قالب «تَفاعَلَ» به «تَعاوَنَ» میرسد. مضارع آن «یَتَفاعَلُ»، امر آن «تَفاعَلْ» و مصدر قیاسی آن «تَفاعُل» است. وقتی فعل را صرف میکنیم، بن این باب حفظ میشود و شناسههای ماضی، مضارع یا امر بر اساس شخص، شمار و جنس به آن میپیوندند. در فعلهای صحیح، این الگو روشن است؛ اما در ریشههای معتل یا مهموز ممکن است قواعد اعلال یا همزه ظاهر واژه را تغییر دهد و تشخیص به مقایسهٔ صورتهای مختلف نیاز پیدا کند.
برای فهم این مقاله، باید میان سه پرسش فرق بگذاریم: ریشهٔ فعل چیست، واژه بر چه وزنی ساخته شده و در جمله چه معنایی دارد؟ اگر در یافتن اصل و افزایش تردید دارید، راهنمای مجرد و مزید در صرف عربی روش بازگرداندن فعل به صورت پایه را توضیح میدهد. مقالهٔ حاضر یک گام جلوتر میرود: پس از شناخت وزن، صرف کامل «تَعاوَنَ» را در چهارده صیغه میسازد، تفاوت تفاعل و مفاعله را نشان میدهد و معیارهای تشخیص معنای درست را در بافت ارائه میکند.
هدف این است که هنگام روبهروشدن با فعلی مانند «یَتَشاوَرونَ»، فقط نام باب را حدس نزنید. باید بتوانید نشانههای صیغه را کنار بگذارید، به «تَشاوَرَ» برسید، ریشهٔ «ش و ر» و وزن «تَفاعَلَ» را تعیین کنید، صیغه را بشناسید و سپس از جمله بفهمید که معنای موردنظر «با یکدیگر مشورتکردن» است. جدولها و نمونههای پیش رو این مسیر را از ساختمان تا معنا مرحلهای کامل میکنند.

ساخت و نشانههای باب تفاعل چگونه است؟
باب تفاعل از بابهای ثلاثی مزیدِ دوحرفی است؛ یعنی بر ریشهٔ سهحرفی، دو جزء ساختی افزوده میشود. الگوی ماضی آن «تَفاعَلَ» است: تاء پیش از فاءالفعل میآید و الف میان فاءالفعل و عینالفعل قرار میگیرد. در «تَعاوَنَ»، عین، واو و نون حروف اصلیاند و تاء و الف افزودهاند. این دو افزایش با حروف مضارعه یا شناسههای صرفی یکی نیستند. برای تشخیص درست، ابتدا صورت ماضیِ مفرد مذکر غایب را پیدا کنید و سپس آن را با وزن بسنجید؛ زیرا واژهای مانند «یَتَعاوَنونَ» علاوه بر اجزای باب، یای مضارعه و واو و نون جمع نیز دارد.

وزنهای اصلی ماضی، مضارع، امر و مصدر
| نوع ساخت | وزن باب تفاعل | نمونه از ریشهٔ ع و ن | معنا |
| ماضی | تَفاعَلَ | تَعاوَنَ | با دیگری همکاری کرد |
| مضارع | یَتَفاعَلُ | یَتَعاوَنُ | با دیگری همکاری میکند |
| امر | تَفاعَلْ | تَعاوَنْ | همکاری کن |
| مصدر | تَفاعُل | تَعاوُن | همکاری متقابل |
| اسم فاعل | مُتَفاعِل | مُتَعاوِن | همکاریکننده |
| اسم مفعول | مُتَفاعَل | مُتَعاوَن | آنچه دربارهاش تعامل شده؛ کمکاربرد و وابسته به تعدی فعل |
راه مطمئن وزنگذاری این است که حروف ریشه را بهترتیب در برابر فاء، عین و لام بگذارید و اجزای افزوده را دستنخورده نگه دارید. برای مرور همین روش میتوانید آموزش میزان صرفی و وزنگذاری با «ف ع ل» را بخوانید. در تفاعل، تاء و الفِ وزن در واژه نیز باقی میمانند و سه حرف اصلی جای فاء، عین و لام را پر میکنند.
چرا مضارع «یَتَفاعَلُ» است، نه «یُتَفاعِلُ»؟
در باب تفاعل، حرف مضارعه فتحه میگیرد و حرکت عینالفعل نیز در الگوی آموزشی فتحه است؛ ازاینرو وزن مضارع «یَتَفاعَلُ» میشود. این نکته آن را از باب مفاعله جدا میکند که مضارعش «یُفاعِلُ» است. پس «یَتَقاتَلُ» تفاعل و «یُقاتِلُ» مفاعله است. در خط بدون حرکت، حضور تاء پس از حرف مضارعه و جای الف، دو نشانهٔ مهماند؛ بااینحال ریشه و خانوادهٔ واژه نیز باید نتیجه را تأیید کنند.
امر باب تفاعل چگونه ساخته میشود؟
امر مخاطب از مضارع مجزوم ساخته میشود. در «تَتَعاوَنُ»، حرف مضارعهٔ نخست حذف میشود و «تَعاوَنْ» باقی میماند. چون صورت حاصل با تاء متحرک آغاز میشود، به همزهٔ وصل تازه نیاز ندارد. شناسههای مخاطب سپس به همین بن افزوده میشوند: «تَعاوَنا» برای مثنی، «تَعاوَنوا» برای جمع مذکر، «تَعاوَنی» برای مفرد مؤنث و «تَعاوَنَّ» برای جمع مؤنث.

صرف کامل باب تفاعل در چهارده صیغه
برای صرف باب تفاعل، بهتر است بن را ثابت نگه دارید و فقط شناسهها را تغییر دهید. نمونهٔ «تَعاوَنَ ـ یَتَعاوَنُ» فعل صحیح و روشنی است و ساخت چهارده صیغه را بدون پیچیدگی اعلال نشان میدهد. در ماضی، شناسهها به «تَعاوَنـ» میپیوندند. در مضارع، یکی از حروف «أ، ن، ی، ت» در آغاز میآید و شناسهٔ شمار یا جنس در پایان قرار میگیرد. دوگانگی بعضی صورتها، مانند «هُما مؤنث» و «أنتَ»، از بافت و ضمیر همراه حل میشود. جدولهای زیر حرکات اصلی را نشان میدهند؛ در وقف یا نوشتار بیحرکت ممکن است بخشی از علامتها دیده نشود.

جدول صرف ماضی «تَعاوَنَ»
| ردیف | ضمیر | صیغه | ترجمهٔ آموزشی |
| ۱ | هُوَ | تَعاوَنَ | او (مذکر) همکاری کرد |
| ۲ | هُما (مذکر) | تَعاوَنا | آن دو همکاری کردند |
| ۳ | هُم | تَعاوَنوا | آنان (مذکر) همکاری کردند |
| ۴ | هِیَ | تَعاوَنَتْ | او (مؤنث) همکاری کرد |
| ۵ | هُما (مؤنث) | تَعاوَنَتا | آن دو زن همکاری کردند |
| ۶ | هُنَّ | تَعاوَنَّ | آنان (مؤنث) همکاری کردند |
| ۷ | أنتَ | تَعاوَنتَ | تو (مذکر) همکاری کردی |
| ۸ | أنتُما | تَعاوَنتُما | شما دو نفر همکاری کردید |
| ۹ | أنتُم | تَعاوَنتُم | شما مردان همکاری کردید |
| ۱۰ | أنتِ | تَعاوَنتِ | تو (مؤنث) همکاری کردی |
| ۱۱ | أنتُما | تَعاوَنتُما | شما دو زن همکاری کردید |
| ۱۲ | أنتُنَّ | تَعاوَنتُنَّ | شما زنان همکاری کردید |
| ۱۳ | أنا | تَعاوَنتُ | من همکاری کردم |
| ۱۴ | نَحنُ | تَعاوَنّا | ما همکاری کردیم |
جدول صرف مضارع «یَتَعاوَنُ»
| ردیف | ضمیر | صیغه | ترجمهٔ آموزشی |
| ۱ | هُوَ | یَتَعاوَنُ | او (مذکر) همکاری میکند |
| ۲ | هُما (مذکر) | یَتَعاوَنانِ | آن دو همکاری میکنند |
| ۳ | هُم | یَتَعاوَنونَ | آنان (مذکر) همکاری میکنند |
| ۴ | هِیَ | تَتَعاوَنُ | او (مؤنث) همکاری میکند |
| ۵ | هُما (مؤنث) | تَتَعاوَنانِ | آن دو زن همکاری میکنند |
| ۶ | هُنَّ | یَتَعاوَنَّ | آنان (مؤنث) همکاری میکنند |
| ۷ | أنتَ | تَتَعاوَنُ | تو (مذکر) همکاری میکنی |
| ۸ | أنتُما | تَتَعاوَنانِ | شما دو نفر همکاری میکنید |
| ۹ | أنتُم | تَتَعاوَنونَ | شما مردان همکاری میکنید |
| ۱۰ | أنتِ | تَتَعاوَنینَ | تو (مؤنث) همکاری میکنی |
| ۱۱ | أنتُما | تَتَعاوَنانِ | شما دو زن همکاری میکنید |
| ۱۲ | أنتُنَّ | تَتَعاوَنَّ | شما زنان همکاری میکنید |
| ۱۳ | أنا | أَتَعاوَنُ | من همکاری میکنم |
| ۱۴ | نَحنُ | نَتَعاوَنُ | ما همکاری میکنیم |
صیغههای امر مخاطب
| ضمیر | امر | معنا |
| أنتَ | تَعاوَنْ | همکاری کن |
| أنتُما | تَعاوَنا | همکاری کنید |
| أنتُم | تَعاوَنوا | همکاری کنید |
| أنتِ | تَعاوَنی | همکاری کن |
| أنتُنَّ | تَعاوَنَّ | همکاری کنید |
در «تَعاوَنَّ» ماضیِ جمع مؤنث و امرِ جمع مؤنث، نونِ ریشه و نونِ شناسه به هم میرسند و صورت مشدد شنیده میشود. همین شباهت ظاهری نشان میدهد تشخیص صیغه فقط با نگاهکردن به پایان واژه کافی نیست؛ جای واژه در جمله، ضمیر فاعلی و زمان فعل نیز باید بررسی شود.

مشارکت دوسویه در تفاعل و تفاوت آن با مفاعله
مهمترین معنای باب تفاعل، مشارکت متقابل است: دو یا چند طرف در یک رویداد واحد نقش دارند و عمل میان آنها رفتوبرگشت دارد. در «تَقاتَلَ زیدٌ و عمروٌ»، زید و عمرو هر دو از نظر نحوی در مجموعهٔ فاعل قرار میگیرند و از نظر معنا هم انجامدهندهٔ زدوخورد و هم اثرپذیر از آناند. در برابر، «قاتَلَ زیدٌ عمرًا» از باب مفاعله یک طرف را فاعل و طرف دیگر را مفعول میآورد و عمل را از زاویهٔ زید گزارش میکند. این تفاوت، مطلق و بیاستثنا نیست، اما برای تحلیل آموزشیِ جملههای روشن، معیار بسیار کارآمدی است.

تفاوت نحوی دو الگو
| باب | الگوی جمله | نمای رابطه | نمونه |
| تفاعل | فعل + فاعل جمع/مثنی یا دو اسم مرفوع | عمل متقابل از دید مجموعهٔ طرفها | تَشاوَرَ الطّالبانِ |
| مفاعله | فعل + فاعل + مفعول | عمل از دید یک طرف با ذکر طرف دیگر | شاوَرَ الطّالبُ زمیلَهُ |
در «تَشاوَرَ الطّالبانِ»، دو دانشآموز با یکدیگر مشورت کردند و هر دو در فاعل مثنی جمع شدهاند. در «شاوَرَ الطّالبُ زمیلَهُ»، دانشآموز فاعل و همکلاسی او مفعول است. مفاعله میتواند به مشارکت اشاره کند، اما آرایش نحوی آن یک طرف را برجستهتر میکند. تفاعل معمولاً رابطه را از دید کل مجموعه بیان میکند؛ به همین دلیل با فاعل مثنی، جمع یا اسم جمع بسیار طبیعی است.
تغییر ظرفیت مفعولی
وقتی مفاعله به تفاعلِ مشارکتی تبدیل میشود، طرفی که در مفاعله مفعول بود غالباً همراه فاعل در جایگاه فاعل مرکب یا جمع قرار میگیرد. «خاصَمَ زیدٌ عمرًا» یک مفعول دارد، اما «تَخاصَمَ زیدٌ و عمروٌ» بدون مفعول مستقیم کامل است. اگر فعل مفاعله دو مفعول داشته باشد، ممکن است تفاعل یکی از آنها را نگه دارد؛ مانند «تَجاذَبَ زیدٌ و عمروٌ الثَّوبَ»، یعنی زید و عمرو لباس را از دو سو کشیدند. برای سنجش دقیق این تغییر، باید معنای فعل و نقش هر اسم را جدا بررسی کرد.
در اینجا شناخت لازم و متعدی مهم است؛ زیرا نبود مفعول در یک جمله همیشه لازمبودن ذاتی فعل را ثابت نمیکند. راهنمای فعل لازم و متعدی از دید صرف معیارهای تشخیص مفعول مستقیم و تغییر ظرفیت فعل را با نمونههای بیشتر توضیح میدهد.
آیا هر فعل تفاعل به دو فاعلِ آشکار نیاز دارد؟
خیر. مشارکت میتواند در یک فاعل جمع یا اسم جمع فشرده شود: «تَعاوَنَ القومُ» یعنی قوم با یکدیگر همکاری کردند. گاهی یکی از طرفها نیز با حرف جر معرفی میشود یا از بافت فهمیده میشود. پس معیار معنایی، وجود چند مشارکتکننده در رویداد است، نه الزاماً نوشتن دو اسم جدا پس از فعل. همچنین همهٔ افعال تفاعل مشارکتی نیستند؛ «تَمارَضَ الرَّجلُ» تنها یک فاعل دارد و معنای آن تظاهر به بیماری است.

معانی دیگر باب تفاعل و روش تشخیص از بافت
تفاعل علاوه بر مشارکت، برای تظاهر، وقوع تدریجی، مطاوعه و گاهی هممعنایی با فعل مجرد به کار میرود. این معانی را نباید مانند فرمولی مکانیکی به هر ریشه تحمیل کرد. «تَمارَضَ» یعنی خود را بیمار نشان داد، «تَزایَدَ» یعنی بهتدریج افزایش یافت، «باعَدتُهُ فَتَباعَدَ» پذیرفتن اثرِ دورکردن را نشان میدهد و «تَعالَى» در بعضی کاربردها به معنای بالا و برتر بودن نزدیک میشود. برای انتخاب معنای درست، نخست معنای ریشه را بشناسید، سپس فاعلها و وابستههای جمله را بررسی کنید و در پایان کاربرد ثبتشدهٔ خود فعل را در فرهنگ معتبر بسنجید.

تظاهر یا وانمودکردن
در معنای تظاهر، فاعل حالتی را نشان میدهد که لزوماً واقعیت ندارد. «تَمارَضَ» یعنی خود را به بیماری زد، «تَجاهَلَ» یعنی خود را نادان نشان داد یا آگاهانه نادیده گرفت و «تَغافَلَ» یعنی خود را بیخبر وانمود کرد. قرینهٔ اصلی معمولاً ناسازگاری میان ظاهر و واقعیت است. ترجمهٔ همهٔ این افعال با «وانمودکردن» همیشه روان نیست؛ گاهی معادل واژگانیِ جاافتاده، مانند «نادیدهگرفتن»، برای بافت مناسبتر است.
تدریج یا رخدادن پیاپی
برخی افعال تفاعل گسترش مرحلهبهمرحله یا رخدادن اجزای یک رویداد پشت سر هم را نشان میدهند. «تَزایَدَ» بر بیشترشدن تدریجی، «تَفاقَمَ» بر شدتگرفتن و «تَتابَعَتِ الأخبارُ» بر رسیدن پیدرپی خبرها دلالت میکند. در این گروه، تعدد یا توالی اجزا با معنای باب پیوند میخورد. بااینحال، قیدهای زمانی و بافت جمله تعیین میکنند که در ترجمه لازم است واژههایی مانند «کمکم»، «پیوسته» یا «یکی پس از دیگری» را آشکار کنیم یا نه.
مطاوعه یا پذیرفتن اثر
مطاوعه یعنی فعلی نتیجه یا پذیرش اثر فعل دیگری را بیان کند. در «باعَدتُهُ فَتَباعَدَ»، نخست کسی را دور کردهایم و سپس او دور شده است. تفاعل در این کاربرد غالباً با باب مفاعله رابطه پیدا میکند. مطاوعه را نباید صرفاً «مجهولشدن» ترجمه کرد؛ فاعلِ فعل دوم از نظر نحوی همچنان فاعل است، اما رویداد او نتیجهٔ اثر فعل نخست به شمار میآید.
هممعنایی با مجرد و محدودیت معنای باب
گاهی صورت مزید معنایی بسیار نزدیک به فعل مجرد دارد و افزایش حروف، معنای تازهای که در ترجمه آشکار باشد ایجاد نمیکند. «تَعالَى» در برخی کاربردها به «عَلا» نزدیک است. این حالت یادآور یک اصل مهم است: وزنها گرایش معنایی دارند، اما واژگان زبان همیشه حاصل جمع سادهٔ «معنای ریشه + معنای باب» نیستند. تاریخ کاربرد، اصطلاحشدن و بافت میتواند معنای مستقل بسازد. بنابراین برای فعل ناشناخته، معنای باب را بهعنوان فرضیه آغازین بگیرید و آن را با جمله و فرهنگ واژه بیازمایید.
جدول تشخیص معنای محتمل
| نشانه در جمله | معنای محتمل | پرسش کنترل | نمونه |
| دو یا چند طرف همرتبه | مشارکت | آیا عمل میان طرفها متقابل است؟ | تَعاوَنَ، تَشاوَرَ |
| تفاوت ظاهر و واقعیت | تظاهر | آیا فاعل حالتی را وانمود میکند؟ | تَمارَضَ، تَجاهَلَ |
| افزایش یا توالی مرحلهای | تدریج | آیا رویداد کمکم یا پیاپی رخ میدهد؟ | تَزایَدَ، تَتابَعَ |
| نتیجهٔ فعل پیشین | مطاوعه | آیا فعل دوم پذیرش اثر اول است؟ | باعَدتُهُ فَتَباعَدَ |
| نبود افزودهٔ معنایی روشن | هممعنایی با مجرد | آیا فرهنگ معنای مستقل ثبت کرده است؟ | تَعالَى |

جمعبندی
باب تفاعل با ماضی «تَفاعَلَ»، مضارع «یَتَفاعَلُ»، امر «تَفاعَلْ» و مصدر «تَفاعُل» شناخته میشود. تاء آغازین و الف پس از فاءالفعل دو افزودهٔ ساختی آناند. رایجترین معنای این باب مشارکت دوسویه است؛ یعنی دو یا چند طرف در یک رویداد، همزمان نقش انجامدهنده و اثرپذیر دارند. بااینحال تظاهر، تدریج، مطاوعه و هممعنایی با مجرد نیز از کاربردهای شناختهشدهاند. بنابراین تشخیص کامل چهار مرحله دارد: صورت پایه را بازیابی کنید، ریشه را جدا کنید، وزن را بسنجید و معنای نهایی را از بافت و کاربرد واژه به دست آورید.

در صرف فعلهای صحیح این باب، بن اصلی پایدار میماند و شناسههای چهارده صیغه به آن افزوده میشوند. نمونهٔ «تَعاوَنَ» نشان داد که صورتهای ماضی، مضارع و امر را میتوان بدون حفظکردن واژههای پراکنده از یک الگوی واحد ساخت. در فعلهای معتل، مهموز یا مضعف، همین ساختمان پایه برقرار است، اما قواعد صوتی و املایی ممکن است ظاهر بعضی حروف را تغییر دهد.
برای تمایز تفاعل از مفاعله، به هر دو لایهٔ ساخت و جمله نگاه کنید. «یَتَفاعَلُ» تاء افزوده پس از حرف مضارعه دارد، در حالی که «یُفاعِلُ» چنین تایی ندارد. از نظر نحوی نیز تفاعلِ مشارکتی معمولاً طرفها را در فاعل جمع، مثنی یا فاعلهای معطوف گرد میآورد؛ مفاعله غالباً یک طرف را فاعل و طرف دیگر را مفعول نشان میدهد. این معیارها سرنخهای نیرومندند، اما فرهنگ و شاهد جمله داور نهایی معنای هر فعلاند.
اگر با فعل تازهای روبهرو شدید، از ترجمه شروع نکنید. نخست نشانههای صیغه را حذف کنید، ماضی پایه را به دست آورید، ریشه و وزن را بنویسید و سپس نقش فاعلها و مفعولها را در جمله مشخص کنید. این ترتیب، هم خطای اشتباهگرفتن تفاعل با تفعّل یا مفاعله را کم میکند و هم مانع میشود معنای «مشارکت» را به فعلی مانند «تَمارَضَ» تحمیل کنید.
سؤالات متداول
پرسشهای زیر به ابهامهایی میپردازند که پس از یادگیری وزن و جدول صرف باقی میمانند: تعداد حروف افزوده، تفاوت با بابهای نزدیک، وضعیت لازم و متعدی، و برخورد با ریشههای معتل. پاسخ هر پرسش را همراه با معنای واقعی جمله به کار ببرید؛ زیرا شکل صرفی بهتنهایی همهٔ اطلاعات نحوی و واژگانی را تعیین نمیکند.
باب تفاعل چند حرف افزوده دارد؟
باب تفاعل در تحلیل ثلاثی مزید دو جزء افزوده دارد: تاء آغازین و الفی که پس از فاءالفعل میآید. در «تَعاوَنَ»، تاء و الف افزوده و عین، واو و نون اصلیاند. حروف مضارعه و شناسههای پایانی صیغه جزو افزایشِ باب به شمار نمیآیند.
آیا همهٔ فعلهای باب تفاعل معنای مشارکت دارند؟
خیر. مشارکت رایجترین معنای باب است، اما تظاهر، تدریج، مطاوعه و گاه معنایی نزدیک به فعل مجرد نیز دیده میشود. برای نمونه، «تَمارَضَ» مشارکت نمیرساند و معنای آن وانمودکردن بیماری است. معنای نهایی باید از کاربرد خود واژه و بافت جمله تعیین شود.
تفاوت اصلی تفاعل و تفعّل چیست؟
تفاعل بر وزن «تَفاعَلَ» پس از فاءالفعل الف دارد، اما تفعّل بر وزن «تَفَعَّلَ» عینالفعل مشدد دارد. «تَعاوَنَ» تفاعل و «تَعَلَّمَ» تفعّل است. از نظر معنا نیز تفاعل غالباً مشارکت متقابل را میرساند، در حالی که تفعّل بیشتر با پذیرش اثر، تدریج، تکلف یا کسب حالت پیوند دارد؛ بافت همچنان تعیینکننده است.
آیا فعل باب تفاعل همیشه لازم است؟
خیر. بسیاری از افعال مشارکتی تفاعل بدون مفعول مستقیم کامل میشوند، مانند «تَخاصَمَ الرَّجُلانِ». بااینحال برخی فعلها میتوانند مفعولی باقیمانده داشته باشند؛ مانند «تَجاذَبَ الرَّجُلانِ الحبلَ». لازم یا متعدیبودن را باید برای همان فعل، معنا و جمله بررسی کرد.
چگونه تفاعل را از مفاعله تشخیص دهیم؟
در ماضی، تفاعل با تاء آغاز میشود: «تَشاوَرَ»؛ مفاعله بدون آن است: «شاوَرَ». در مضارع، تفاعل معمولاً «یَتَفاعَلُ» و مفاعله «یُفاعِلُ» است. آرایش جمله نیز کمک میکند: طرفهای مشارکت در تفاعل غالباً همگی در مجموعهٔ فاعلاند، اما مفاعله معمولاً یک فاعل و یک مفعول دارد.
باب تفاعل در ریشههای معتل چه تغییری میکند؟
اصل وزن همان است، اما حرف علت ممکن است بر پایهٔ قواعد اعلال تغییر کند یا در بعضی صورتها به شکل دیگری ظاهر شود. «تَعاوَنَ» خود ریشهای دارای واو است، ولی واو در این ساختمان باقی مانده است. برای ریشههای دشوار، مصدر، مضارع و دیگر مشتقات را کنار هم بگذارید و ریشه را فقط از یک صورت ظاهری حدس نزنید.



