فعل معلوم و مجهول در عربی؛ تغییر حرکات ماضی و مضارع

در زبان عربی، معلوم و مجهول فقط دو برچسب معنایی برای یک جمله نیستند؛ تفاوت آنها هم در ساختمان فعل دیده میشود و هم در آرایش اجزای جمله. در جمله معلوم، انجامدهنده کار ذکر میشود یا از شناسه فعل قابلشناسایی است: «كَتَبَ الطّالِبُ الدَّرسَ»؛ یعنی دانشآموز درس را نوشت. اگر فاعل حذف شود و توجه جمله بر خودِ رویداد یا چیزی قرار گیرد که عمل بر آن واقع شده است، ساخت مجهول پدید میآید: «كُتِبَ الدَّرسُ»؛ یعنی درس نوشته شد. در این تبدیل، تنها نام فاعل کنار نمیرود؛ حرکتهای فعل نیز طبق الگویی مشخص عوض میشوند و مفعولبهِ پیشین معمولاً به نائب فاعلِ مرفوع تبدیل میشود.
قاعده پایه کوتاه است: در ماضیِ صحیح، حرف نخست مضموم و حرف پیش از آخر مکسور میشود؛ مانند «فَتَحَ ← فُتِحَ». در مضارع، حرف مضارعه مضموم و حرف پیش از آخر مفتوح میشود؛ مانند «يَفْتَحُ ← يُفْتَحُ». بااینحال، این دو فرمول زمانی واقعاً کاربردی میشوند که تفاوت حرکتِ بن با علامت اعراب آخر فعل را بدانیم، شناسههای چهارده صیغه را حفظ کنیم و بتوانیم صورتهای معتل، مضاعف و مزید را تحلیل کنیم. برای نمونه، «قالَ» در مجهول «قِيلَ» میشود؛ پس در فعل اجوف، نتیجه نهایی همیشه با تعویض ظاهری دو حرکت به دست نمیآید و قواعد اعلال نیز وارد عمل میشوند.
این راهنما از تعریف معلوم، مجهول و نائب فاعل آغاز میکند، سپس روش ساخت ماضی و مضارع مجهول را مرحلهبهمرحله نشان میدهد. بعد از آن، صرف چهارده صیغه، فعلهای خاص، نشانههای تشخیص و شیوه ترجمه طبیعی بررسی میشود. مثالها حرکتگذاری شدهاند تا بتوانید شکل درست را ببینید و بخوانید. در پایان هر بحث نیز میان سه لایه تمایز میگذاریم: الگوی صرفی فعل، تغییر نحوی جمله و معنایی که باید در ترجمه منتقل شود. هدف این است که بهجای حفظ چند نمونه پراکنده، روشی داشته باشید که هنگام تحلیل یک فعل تازه نیز کار کند.

فعل معلوم و مجهول چیست و نائب فاعل چه نقشی دارد؟
فعل معلوم فعلی است که انجامدهنده کار در جمله آن حضور دارد یا از ضمیر و شناسه فعل شناخته میشود. فعل مجهول هنگامی به کار میرود که فاعل حذف شده باشد؛ خواه واقعاً ناشناخته باشد، خواه ذکرش لازم نباشد یا گوینده بخواهد نتیجه و دریافتکننده عمل را برجسته کند. بنابراین واژه «مجهول» الزاماً به این معنا نیست که هیچکس فاعل را نمیداند. با حذف فاعل، مفعولبهِ جمله معلوم معمولاً جای او را میگیرد، مرفوع میشود و «نائب فاعل» نام میگیرد. در نتیجه، مجهولکردن یک جمله دو کار همزمان است: تغییر حرکات و گاهی شکل فعل، و تغییر نقش نحوی اسمها.

تفاوت معلوم و مجهول در یک نگاه
| ویژگی | جمله معلوم | جمله مجهول |
| فاعل | ذکر میشود یا در فعل مستتر است | حذف میشود |
| مفعولبه | معمولاً منصوب است | معمولاً نائب فاعلِ مرفوع میشود |
| تمرکز معنا | بر انجامدهنده و عمل | بر رویداد، نتیجه یا دریافتکننده عمل |
| نمونه | كَتَبَ الطّالِبُ الدَّرسَ | كُتِبَ الدَّرسُ |
تبدیل جمله معلوم به مجهول در سه گام
• فاعل را از جمله حذف کنید.
• مفعولبه را به نائب فاعل تبدیل و آن را مرفوع کنید.
• حرکات فعل را مطابق ماضی یا مضارع بودن آن تغییر دهید.
برای نمونه، «كَسَرَ الوَلَدُ الزُّجاجَةَ» به «كُسِرَتِ الزُّجاجَةُ» تبدیل میشود. «الوَلَدُ» حذف شده، «الزُّجاجَةَ» از مفعولبهِ منصوب به نائب فاعلِ مرفوع تبدیل شده و چون نائب فاعل مؤنث است، تاء تأنیث به فعل پیوسته است. همچنین نبودِ فاعلِ آشکار بهتنهایی دلیل مجهولبودن نیست؛ در «يَكْتُبُ»، فاعل میتواند ضمیر مستتر «هُوَ» باشد و فعل همچنان معلوم است.
آیا فعل لازم هم مجهول میشود؟
آموزش پایه معمولاً از فعل متعدی آغاز میکند، زیرا مفعولبه بهسادگی نائب فاعل میشود. در نحو پیشرفته، بعضی فعلهای لازم نیز در ساخت مجهول میآیند و جار و مجرور، ظرف یا مصدر میتواند جایگاه پس از حذف فاعل را پر کند؛ مانند «سِيرَ في الطَّريقِ». بااینحال، این ساخت را نباید با تبدیل معمولِ مفعولبه به نائب فاعل یکسان دانست.

فعل ماضی مجهول چگونه ساخته میشود؟
در ماضیِ صحیح و سالم، الگوی اصلی این است که حرف نخست فعل را مضموم و حرفِ پیش از آخر را مکسور کنیم. به این ترتیب «كَتَبَ» به «كُتِبَ»، «ضَرَبَ» به «ضُرِبَ» و «فَتَحَ» به «فُتِحَ» تبدیل میشود. تعبیر «ماقبل آخر» مهم است؛ در فعل سهحرفی همان حرف دوم است، اما در فعل بلندتری مانند «اِسْتَخْرَجَ»، حرف «ر» پیش از حرف آخر قرار دارد و صورت مجهول «اُسْتُخْرِجَ» است. پس نباید فقط حرکت حرف اول را عوض کرد یا قاعده فعل ثلاثی را بدون توجه به وزن بر همه بابها تحمیل کرد.

اگر هنوز اتصال شناسههای گذشته برایتان روشن نیست، ابتدا جدول صرف فعل ماضی عربی برای چهارده صیغه را مرور کنید. مجهولکردن، شناسههای شخص و شمار را حذف نمیکند؛ فقط بن فعل را به الگوی مجهول میبرد.
الگوی ماضی مجهول در وزنهای پرکاربرد
| باب یا وزن | معلوم | مجهول |
| ثلاثی مجرد | فَعَلَ: كَتَبَ | فُعِلَ: كُتِبَ |
| إفعال | أَفْعَلَ: أَكْرَمَ | أُفْعِلَ: أُكْرِمَ |
| تفعیل | فَعَّلَ: عَلَّمَ | فُعِّلَ: عُلِّمَ |
| مفاعله | فاعَلَ: قاتَلَ | فُوعِلَ: قُوتِلَ |
| انفعال | اِنْفَعَلَ: اِنْكَسَرَ | اُنْفُعِلَ: اُنْكُسِرَ |
| استفعال | اِسْتَفْعَلَ: اِسْتَخْرَجَ | اُسْتُفْعِلَ: اُسْتُخْرِجَ |
همزه وصل و حرکات میانی را فراموش نکنید
در فعلهایی که با همزه وصل آغاز میشوند، همزه در آغاز کلام حرکت میگیرد. هنگام ساخت ماضی مجهول، آغاز فعل با ضمه خوانده میشود: «اِنْطَلَقَ ← اُنْطُلِقَ» و «اِسْتَعْمَلَ ← اُسْتُعْمِلَ». در پیوستگی گفتار ممکن است همزه وصل تلفظ نشود، اما وزن و حرکتهای بن مجهول باقی میمانند. راه کنترل خوب این است که فعل را از آخر بررسی کنید: ابتدا ماقبل آخر را بیابید و کسره آن را کنترل کنید، سپس حرکت آغاز فعل را ببینید.

فعل مضارع مجهول چگونه ساخته میشود؟
در مضارعِ صحیح، حرف مضارعه ــ یکی از «أ، ن، ي، ت» ــ مضموم و حرف پیش از آخر مفتوح میشود. بنابراین «يَكْتُبُ» به «يُكْتَبُ»، «تَفْتَحُ» به «تُفْتَحُ» و «نَسْتَخْرِجُ» به «نُسْتَخْرَجُ» تبدیل میشود. تفاوت کلیدی با ماضی در حرکت ماقبل آخر است: ماضی مجهول کسره میگیرد، اما مضارع مجهول فتحه دارد. حرکت پایانی فعل موضوعی جداست و از حالت رفع، نصب یا جزم پیروی میکند؛ ازاینرو «يُكْتَبُ»، «لَنْ يُكْتَبَ» و «لَمْ يُكْتَبْ» هر سه مجهولاند. این جداسازی، تشخیص صورت مجهول را در جملههای پیچیده نیز آسانتر میکند.

برای جداکردن پیشوند مضارعه، بن و شناسه پایانی، آموزش صرف فعل مضارع عربی؛ حروف مضارعه، شناسهها و چهارده صیغه زمینه لازم را فراهم میکند. در مجهول، حرف مضارعه همان اطلاعات شخصی را حفظ میکند، اما حرکتش ضمه میشود.
حرکت بن با علامت اعراب آخر فعل فرق دارد
| حالت مضارع | نمونه | آنچه تغییر میکند |
| مرفوع | يُكْتَبُ الدَّرسُ | آخر فعل ضمه دارد |
| منصوب | لَنْ يُكْتَبَ الدَّرسُ | آخر فعل فتحه دارد |
| مجزوم | لَمْ يُكْتَبْ الدَّرسُ | آخر فعل ساکن است |
در هر سه نمونه، فتحه حرف «ت» ــ یعنی ماقبل آخر ــ ثابت مانده است؛ این فتحه بخشی از الگوی مجهول است. آنچه با عامل نصب یا جزم تغییر میکند، پایان فعل است. در افعال پنجگانه نیز نصب و جزم ممکن است با حذف نون نشان داده شود، بیآنکه مجهولبودن بن از بین برود.
آیا فعل امر صورت مجهول دارد؟
در صرف معیار، برای فعل امر صورت مجهول مستقیم نمیسازند، زیرا امر خطاب به انجامدهنده کار است. برای رساندن معنای دستوریِ مجهول، از لام امر همراه مضارع مجهول استفاده میشود: «لِيُكْتَبِ الدَّرسُ»؛ یعنی «باید درس نوشته شود». این ساخت از نظر صرفی، مضارع مجهولِ مجزوم است، نه فعل امر مجهول.

فعل مجهول در چهارده صیغه چگونه صرف میشود؟
مجهولکردن فعل، شناسههای شخص، شمار و جنس را از میان نمیبرد. بهترین روش این است که دو لایه را جدا ببینیم: نخست بن مجهول، مانند «كُتِبَ» یا «يُكْتَبُ»؛ سپس پیشوندها و پسوندهایی که صیغه را میسازند. به همین دلیل، ساخت چهارده صیغه مجهول یک جدول کاملاً تازه نیست؛ همان دستگاه شناسههاست که بر بن مجهول اعمال میشود. برخی صیغهها مانند «هُما» و «أَنْتُما» برای مذکر و مؤنث تکرار میشوند و صورت نوشتاری یکسان یا نزدیک دارند، اما در شمار سنتی همچنان ردیف جداگانهاند.

اگر ترتیب ضمیرها برایتان دشوار است، راهنمای چهارده صیغه فعل عربی را کنار این جدول بگذارید. کافی است حرکتهای بن مجهول را ثابت نگه دارید و شناسه هر ردیف را بر آن سوار کنید.
جدول کامل ماضی مجهول «كُتِبَ»
| ضمیر | صیغه ماضی مجهول | معنا |
| هُوَ | كُتِبَ | او نوشته شد |
| هُما (مذکر) | كُتِبا | آن دو نوشته شدند |
| هُم | كُتِبُوا | آنان نوشته شدند |
| هِيَ | كُتِبَتْ | او نوشته شد |
| هُما (مؤنث) | كُتِبَتا | آن دو نوشته شدند |
| هُنَّ | كُتِبْنَ | آنان نوشته شدند |
| أَنْتَ | كُتِبْتَ | تو نوشته شدی |
| أَنْتُما (مذکر) | كُتِبْتُما | شما دو تن نوشته شدید |
| أَنْتُم | كُتِبْتُم | شما نوشته شدید |
| أَنْتِ | كُتِبْتِ | تو نوشته شدی |
| أَنْتُما (مؤنث) | كُتِبْتُما | شما دو تن نوشته شدید |
| أَنْتُنَّ | كُتِبْتُنَّ | شما نوشته شدید |
| أَنَا | كُتِبْتُ | من نوشته شدم |
| نَحْنُ | كُتِبْنا | ما نوشته شدیم |
جدول کامل مضارع مجهول «يُكْتَبُ»
| ضمیر | صیغه مضارع مجهول | معنا |
| هُوَ | يُكْتَبُ | او نوشته میشود |
| هُما (مذکر) | يُكْتَبانِ | آن دو نوشته میشوند |
| هُم | يُكْتَبُونَ | آنان نوشته میشوند |
| هِيَ | تُكْتَبُ | او نوشته میشود |
| هُما (مؤنث) | تُكْتَبانِ | آن دو نوشته میشوند |
| هُنَّ | يُكْتَبْنَ | آنان نوشته میشوند |
| أَنْتَ | تُكْتَبُ | تو نوشته میشوی |
| أَنْتُما (مذکر) | تُكْتَبانِ | شما دو تن نوشته میشوید |
| أَنْتُم | تُكْتَبُونَ | شما نوشته میشوید |
| أَنْتِ | تُكْتَبِينَ | تو نوشته میشوی |
| أَنْتُما (مؤنث) | تُكْتَبانِ | شما دو تن نوشته میشوید |
| أَنْتُنَّ | تُكْتَبْنَ | شما نوشته میشوید |
| أَنَا | أُكْتَبُ | من نوشته میشوم |
| نَحْنُ | نُكْتَبُ | ما نوشته میشویم |
این ترجمهها برای نشاندادن رابطه صیغه و شناسهاند و همه آنها در گفتار طبیعی به یک اندازه رایج نیستند. در یک جمله واقعی، نائب فاعل و معنای فعل تعیین میکنند کدام صیغه مناسب است. اگر نائب فاعل اسم ظاهر باشد، فعل نیز باید طبق قواعد تطابق جمله فعلیه تنظیم شود.

افعال معتل، مضاعف و مزید در حالت مجهول
قاعده ضم اول و کسر یا فتح ماقبل آخر نقطه شروع است، اما در فعلهای معتل ممکن است اعلال، صورت نهایی را دگرگون کند. در فعل اجوف، حرف میانی به شکل تازهای ظاهر میشود؛ در فعل ناقص، حرف پایانی میتواند به یاء یا الف مقصوره تبدیل شود؛ و در فعل مضاعف، ادغام دو حرف همجنس بخشی از حرکتها را در ظاهر پنهان میکند. در بابهای مزید نیز باید وزن کامل را دید، نه اینکه فقط از روی تعداد حروف حکم داد. تحلیل ریشه و بازشناسی وزن، علت شکلهایی مانند «قِيلَ»، «يُقالُ»، «رُمِيَ» و «أُكْرِمَ» را روشن میکند.

ماضی و مضارع اجوف
| نوع | معلوم | مجهول | معنا |
| ماضی اجوف واوی | قالَ | قِيلَ | گفته شد |
| مضارع اجوف واوی | يَقُولُ | يُقالُ | گفته میشود |
| ماضی اجوف یایی | باعَ | بِيعَ | فروخته شد |
| مضارع اجوف یایی | يَبِيعُ | يُباعُ | فروخته میشود |
فعل ناقص، مضاعف و مهموز
| دسته | معلوم | مجهول | نکته |
| ناقص در ماضی | دَعا / رَمى | دُعِيَ / رُمِيَ | حرف عله دگرگون میشود |
| ناقص در مضارع | يَدْعُو / يَرْمِي | يُدْعى / يُرْمى | پایان به الف مقصوره میرسد |
| مضاعف | رَدَّ / يَرُدُّ | رُدَّ / يُرَدُّ | دو حرف همجنس ادغام شدهاند |
| مهموز | قَرَأَ / يَقْرَأُ | قُرِئَ / يُقْرَأُ | همزه باید درست نوشته شود |
فعل مزید را با وزن خودش بسازید
در فعلهای مزید، حرکتهای میانی تابع وزناند: «أَكْرَمَ ← أُكْرِمَ»، «عَلَّمَ ← عُلِّمَ»، «قاتَلَ ← قُوتِلَ»، «تَعَلَّمَ ← تُعُلِّمَ» و «اِسْتَخْرَجَ ← اُسْتُخْرِجَ». در فعلهایی مانند «اِسْتَدْعى»، الف پایانی در ماضی مجهول به یاء تبدیل میشود: «اُسْتُدْعِيَ». بنابراین فرمول کوتاه را باید همراه با قواعد اعلال، ادغام و وزن باب اجرا کرد.

چگونه فعل مجهول را تشخیص دهیم و درست ترجمه کنیم؟
برای تشخیص فعل مجهول، نبودن فاعل آشکار کافی نیست؛ ممکن است فاعل ضمیر مستتر باشد و فعل همچنان معلوم بماند. تشخیص مطمئن از کنار هم گذاشتن سه دسته نشانه به دست میآید: شکل صرفی فعل، ساخت نحوی جمله و معنای آن. در ماضی، ضمه آغاز و کسره ماقبل آخر را بررسی کنید؛ در مضارع، ضمه حرف مضارعه و فتحه ماقبل آخر را ببینید. سپس به دنبال اسم مرفوعی بگردید که دریافتکننده عمل است. در پایان، ترجمه را آزمایش کنید: آیا جمله از رخدادن عمل برای آن اسم خبر میدهد؟

ماتریس تشخیص در متن
| پرسش | برداشت درست |
| آیا حرکت نخست ضمه است؟ | یک نشانه اولیه از مجهول داریم، نه دلیل قطعی |
| در ماضی، ماقبل آخر کسره دارد؟ | الگوی ماضی مجهول تقویت میشود |
| در مضارع، ماقبل آخر فتحه دارد؟ | الگوی مضارع مجهول تقویت میشود |
| آیا فاعل صریح حذف شده است؟ | شرط نحوی ساخت مجهول فراهم است |
| آیا اسم مرفوع، دریافتکننده عمل است؟ | آن اسم احتمالاً نائب فاعل است |
| آیا معنا بر انجامشدن عمل دلالت دارد؟ | تحلیل صرفی و نحوی با معنا سازگار است |
ترجمه مجهول به فارسی
معادل مستقیم بسیاری از ساختهای مجهول عربی با «شدن» ساخته میشود: «كُتِبَ الدَّرسُ» یعنی «درس نوشته شد» و «يُفْتَحُ البابُ» یعنی «در باز میشود». بااینحال، ترجمه طبیعی همیشه کلمهبهکلمه نیست. در فارسی گاهی جمله بیفاعل یا حتی معلومِ عام طبیعیتر است؛ برای نمونه، بسته به بافت میتوان «يُقالُ» را «گفته میشود» یا «میگویند» ترجمه کرد. انتخاب نهایی باید تمرکز جمله و سبک متن را حفظ کند.
خطاهای رایج
• فقط حرکت حرف اول را عوض نکنید؛ «كَتَبَ» با «كُتَبَ» مجهول معیار نمیشود.
• مفعولبهِ پیشین را منصوب نگه ندارید؛ در «كُتِبَ الدَّرسُ»، «الدَّرسُ» مرفوع است.
• هر فعل بدون فاعل ظاهر را مجهول ندانید؛ فاعل ممکن است ضمیر مستتر باشد.
• حرکت ماقبل آخر را با علامت اعرابِ آخر مضارع یکی نگیرید.
• در فعل معتل یا مزید، اعلال و وزن را نادیده نگذارید.
تمرین کوتاه با پاسخ
| صورت معلوم | صورت مجهول | نائب فاعل |
| قَرَأَ الطّالِبُ الكِتابَ | قُرِئَ الكِتابُ | الكِتابُ |
| يَفْتَحُ الحارِسُ البابَ | يُفْتَحُ البابُ | البابُ |
| أَكْرَمَ المُديرُ الضَّيْفَ | أُكْرِمَ الضَّيْفُ | الضَّيْفُ |
| باعَ التّاجِرُ السِّلْعَةَ | بِيعَتِ السِّلْعَةُ | السِّلْعَةُ |
| يَسْتَخْرِجُ العامِلُ النَّتيجَةَ | تُسْتَخْرَجُ النَّتيجَةُ | النَّتيجَةُ |

جمعبندی
فعل معلوم و مجهول را باید در سه لایه تحلیل کرد. در لایه صرفی، حرکات بن فعل تغییر میکنند: ماضی مجهول با ضم آغاز و کسر ماقبل آخر، و مضارع مجهول با ضم حرف مضارعه و فتح ماقبل آخر شناخته میشود. در لایه نحوی، فاعل حذف و مفعولبهِ پیشین معمولاً نائب فاعلِ مرفوع میشود. در لایه معنایی، تمرکز از انجامدهنده به رویداد، نتیجه یا دریافتکننده عمل منتقل میشود. شناسههای چهارده صیغه حفظ میشوند؛ در فعلهای معتل، مضاعف و مزید نیز اعلال، ادغام و وزن باب باید کنار فرمول اصلی بررسی شوند.

برای ساخت یا تشخیص یک نمونه تازه، این ترتیب را اجرا کنید: زمان فعل را تعیین کنید؛ ریشه و وزن را در صورت نیاز بشناسید؛ حرکت آغاز و ماقبل آخر را کنترل کنید؛ فاعل صریح را بیابید یا حذف آن را احراز کنید؛ اسم مرفوع پس از فعل را از نظر نقش نائب فاعل بسنجید؛ و در پایان، معنا را با ساخت جمله تطبیق دهید. اگر هر سه لایه با یکدیگر سازگار باشند، تحلیل شما معمولاً درست است. این روش از حفظکردن دهها مثال پراکنده مطمئنتر است و در خواندن متنهای آموزشی، ادبی و دینی نیز به کار میآید.
سؤالات متداول
پرسشهای زیر به نکتههایی میپردازند که پس از یادگیری فرمول اصلی همچنان ممکن است باعث تردید شوند؛ بهویژه تفاوت نبودن فاعل با مجهولبودن، نقش اعراب پایانی مضارع و رفتار فعلهایی که بیش از یک مفعول میگیرند.
آیا هر جملهای که فاعل آن ذکر نشده، مجهول است؟
خیر. در جمله معلوم ممکن است فاعل ضمیر مستتر باشد؛ مانند «يَكْتُبُ» که فاعل آن میتواند «هُوَ» باشد. برای حکم به مجهول باید علاوه بر نبود فاعل صریح، الگوی حرکتی فعل و وجود نائب فاعل یا ساخت جانشین را نیز بررسی کرد.
قاعده اصلی ماضی مجهول چیست؟
در فعل ماضی صحیح، حرف اول مضموم و حرف پیش از آخر مکسور میشود؛ مانند «كَتَبَ ← كُتِبَ». در افعال معتل یا برخی وزنهای مزید، قواعد اعلال و وزن نیز باید اجرا شوند.
چرا «لَنْ يُكْتَبَ» و «لَمْ يُكْتَبْ» هر دو مجهولاند؟
زیرا فتحه ماقبل آخر در هر دو صورت باقی مانده و بن مضارع مجهول را نشان میدهد. فتحه یا سکون حرف پایانی بهترتیب علامت نصب و جزم است و نباید با حرکت سازنده بن مجهول اشتباه شود.
نائب فاعل چه اعرابی دارد؟
نائب فاعل مرفوع است. اگر مفعولبهِ منصوب جمله معلوم به نائب فاعل تبدیل شود، علامت نصب آن به علامت رفع تغییر میکند؛ مانند «الدَّرسَ ← الدَّرسُ». نوع علامت رفع به مفرد، مثنی، جمع یا اسم خاص بودن آن بستگی دارد.
اگر فعل دو مفعول داشته باشد، چه اتفاقی میافتد؟
در تبدیل معمول، مفعول اول نائب فاعل میشود و مفعول دوم نقش خود را حفظ میکند: «أَعْطى المُعَلِّمُ الطّالِبَ جائِزَةً» به «أُعْطِيَ الطّالِبُ جائِزَةً» تبدیل میشود. «الطّالِبُ» نائب فاعل و «جائِزَةً» مفعول دوم است.
آیا فعل امر را میتوان مجهول کرد؟
فعل امر در صرف معیار صورت مجهول مستقیم ندارد. برای رساندن معنای امریِ مجهول از لام امر و مضارع مجهول استفاده میشود؛ مانند «لِيُكْتَبِ الدَّرسُ». این صورت از نظر نحوی مضارع مجزوم به لام امر است.
چرا «قِيلَ» با ضمه آغاز نمیشود؟
صورت زیربنایی تابع قاعده مجهول است، اما فعل «قالَ» اجوف است و پس از اعمال اعلال، صورت سطحی «قِيلَ» پدید میآید. به همین دلیل در افعال معتل باید نتیجه اعلال را شناخت و فقط به شکل ظاهری فرمول تکیه نکرد.




