صرف عربی

باب فَتَحَ یَفْتَحُ؛ صرف کامل «فَعَلَ یَفْعَلُ» و نقش حروف حلقی

باب فَتَحَ یَفْتَحُ یکی از شش باب مشهور فعل ثلاثی مجرد است. نشانه اصلی آن، فتحه عین‌الفعل در ماضی و مضارع است؛ یعنی الگوی پایه از «فَعَلَ» به «یَفْعَلُ» می‌رسد. در خودِ نمونه فَتَحَ، حرف دوم ریشه یا عین‌الفعل «ت» و حرف سوم یا لام‌الفعل «ح» است. پس می‌گوییم فَتَحَ در ماضی بر وزن فَعَلَ و یَفْتَحُ در مضارع بر وزن یَفْعَلُ آمده است. این توضیح ساده است، اما تشخیص باب همیشه با نگاه‌کردن به ماضی ممکن نیست؛ زیرا سه باب پرکاربرد با ماضیِ فَعَلَ آغاز می‌شوند و تفاوت آن‌ها در حرکت عین‌الفعل مضارع آشکار می‌شود.

رابطه این باب با حروف حلقی، مهم‌ترین سرنخ آموزشی آن است. شش حرف «ء، ه، ع، ح، غ، خ» از ناحیه حلق ادا می‌شوند. در بسیاری از فعل‌های این باب، یکی از این حروف در جایگاه عین‌الفعل یا لام‌الفعل قرار دارد؛ مانند سَأَلَ یَسْأَلُ، ذَهَبَ یَذْهَبُ، مَنَعَ یَمْنَعُ، ذَبَحَ یَذْبَحُ و قَرَأَ یَقْرَأُ. بااین‌حال، حضور حرف حلقی یک حکم بی‌استثنا نیست. نمونه‌هایی مانند رَجَعَ یَرْجِعُ، قَعَدَ یَقْعُدُ و صَلَحَ یَصْلُحُ نشان می‌دهند که باید صورت مضارع هر فعل را نیز از ضبط معتبر واژه شناخت.

در این آموزش، نخست جایگاه باب و منطق حروف حلقی روشن می‌شود. سپس فَتَحَ در هر چهارده صیغه ماضی و مضارع صرف خواهد شد و تفاوت پیشوندها و شناسه‌ها به‌صورت جدول دیده می‌شود. پس از آن، ساخت امر و نهی، مصدر، اسم فاعل و اسم مفعول بررسی می‌شود. بخش پایانی نیز یک روش تشخیص مرحله‌به‌مرحله، جدول نمونه‌ها، استثناهای مهم و تمرین‌های حل‌شده ارائه می‌کند تا باب فعل را از روی حدس تعیین نکنید. هدف این است که پس از پایان مقاله، هم جدول فَتَحَ را درست بخوانید و هم بتوانید درباره فعل‌های هم‌وزن با دلیل روشن تصمیم بگیرید.

باب فَعَلَ یَفْعَلُ چیست و حروف حلقی چه نقشی دارند؟

در باب فَعَلَ یَفْعَلُ، عین‌الفعلِ ماضی و مضارع هر دو فتحه دارد. این باب را معمولاً با فَتَحَ یَفْتَحُ معرفی می‌کنند. سرنخ اصلی آن، قرارگرفتن یکی از شش حرف حلقی «ء، ه، ع، ح، غ، خ» در جایگاه عین‌الفعل یا لام‌الفعل است؛ اما این سرنخ به‌تنهایی برای حکم قطعی کافی نیست. بهتر است آن را یک گرایش آوایی قوی بدانیم و سپس صورت مضارع را کنترل کنیم. تفاوت میان «فعل حلقی غالباً به این باب می‌آید» و «هر فعل حلقی حتماً از این باب است» پایه تشخیص درست است.

باب فَعَلَ یَفْعَلُ چیست و حروف حلقی چه نقشی دارند؟

جایگاه این باب در شش باب ثلاثی مجرد

فعل ثلاثی مجرد سه حرف اصلی دارد و بدون حرف افزوده در قالب پایه صرف می‌شود. در سه باب نخست، ماضی بر وزن فَعَلَ است، اما مضارع می‌تواند یَفْعُلُ، یَفْعِلُ یا یَفْعَلُ باشد. بنابراین حرکت حرف دومِ مضارع مرز میان باب نَصَرَ، باب ضَرَبَ و باب فَتَحَ را می‌سازد. برای مرور مفهوم وزن، آموزش میزان صرفی و وزن‌گذاری با «ف ع ل» نشان می‌دهد چگونه جایگاه حروف ریشه با فاء، عین و لام سنجیده می‌شود.

نام آموزشی بابوزن ماضیوزن مضارعنمونه
باب نَصَرَفَعَلَیَفْعُلُنَصَرَ یَنْصُرُ
باب ضَرَبَفَعَلَیَفْعِلُضَرَبَ یَضْرِبُ
باب فَتَحَفَعَلَیَفْعَلُفَتَحَ یَفْتَحُ

 

شش حرف حلقی و جایگاه اثرگذار آن‌ها

حروف حلقی عبارت‌اند از همزه، هاء، عین، حاء، غین و خاء. در بحث باب فَتَحَ، صرفِ حضور یکی از این حروف در ریشه کافی نیست؛ جایگاه آن مهم است. اگر حرف حلقی عین‌الفعل یا لام‌الفعل باشد، امکان آمدن فعل بر فَعَلَ یَفْعَلُ بیشتر می‌شود. در فَتَحَ، حاء لام‌الفعل است؛ در سَأَلَ، همزه عین‌الفعل است؛ و در ذَهَبَ، هاء عین‌الفعل است. اگر حرف حلقی فاءالفعل باشد، مانند همزه در أَکَلَ یَأْکُلُ، از آن نمی‌توان فتحه عین مضارع را نتیجه گرفت.

چرا فتحه با حروف حلقی تناسب دارد؟

در توضیح سنتیِ این قاعده، فتحه و الف از نظر گشودگی دهان و شیوه تولید، با حروفی که از حلق ادا می‌شوند سازگارتر دانسته شده‌اند. به همین دلیل، زبان در بسیاری از این فعل‌ها به سوی فتح عین مضارع گرایش یافته است. این توضیح، دلیل آواییِ یک گرایش تاریخی را روشن می‌کند؛ ولی برای ساختن فعل تازه یا تغییر ضبط ثبت‌شده یک واژه مجوز نمی‌دهد. صورت‌های پرکاربرد زبان معیار باید همان‌گونه که در کاربرد و فرهنگ ضبط شده‌اند آموخته شوند.

قاعده یک‌طرفه است، نه دوطرفه

می‌توان گفت فعل‌های باب فَتَحَ غالباً در عین‌الفعل یا لام‌الفعل حرف حلقی دارند؛ اما نمی‌توان گفت هر فعلی که حرف حلقی دارد، حتماً باب فَتَحَ است. قَعَدَ یَقْعُدُ با وجود عین‌الفعل حلقی از باب فَعَلَ یَفْعُلُ است و رَجَعَ یَرْجِعُ با لام‌الفعل حلقی بر فَعَلَ یَفْعِلُ می‌آید. این نامتقارن‌بودن قاعده مهم‌ترین نکته‌ای است که جلوی بسیاری از تشخیص‌های شتاب‌زده را می‌گیرد.

صرف کامل فَتَحَ در ماضی و مضارع

ریشه فَتَحَ «ف ت ح» است. در ماضی، بنِ «فَتَحْـ» با شناسه‌های فاعلی ترکیب می‌شود؛ البته در صیغه مفرد مذکر غایب، شکل پایه همان فَتَحَ است. در مضارع، حروف مضارعه «أ، ن، ی، ت» در آغاز می‌آیند و شناسه پایانی با شمار و جنس فاعل هماهنگ می‌شود. حرکت عین‌الفعل در همه صورت‌های مضارعِ معلومِ این باب فتحه می‌ماند: یَفْتَحُ، تَفْتَحُ، أَفْتَحُ و نَفْتَحُ. جدول‌های زیر چهارده صیغه را با ترتیب آموزشی رایج نشان می‌دهند و تفاوت صورت‌های غایب، مخاطب و متکلم را کنار هم قابل‌مقایسه می‌کنند.

صرف کامل فَتَحَ در ماضی و مضارع

چهارده صیغه ماضی فَتَحَ

ماضی انجام کار را در زمان گذشته نشان می‌دهد و بیشتر تفاوت صیغه‌ها در پایان فعل دیده می‌شود. برای مرور قاعده شناسه‌ها و حالت‌های مشابه، مقاله صرف فعل ماضی عربی برای چهارده صیغه زمینه کامل‌تری فراهم می‌کند.

صیغهضمیرفعلمعنا
۱هُوَفَتَحَاو (مذکر) گشود
۲هُمافَتَحاآن دو مرد گشودند
۳هُمْفَتَحُواآنان (مذکر) گشودند
۴هِیَفَتَحَتْاو (مؤنث) گشود
۵هُمافَتَحَتاآن دو زن گشودند
۶هُنَّفَتَحْنَآنان (مؤنث) گشودند
۷أَنْتَفَتَحْتَتو (مذکر) گشودی
۸أَنْتُمافَتَحْتُماشما دو نفر گشودید
۹أَنْتُمْفَتَحْتُمْشما مردان گشودید
۱۰أَنْتِفَتَحْتِتو (مؤنث) گشودی
۱۱أَنْتُمافَتَحْتُماشما دو زن گشودید
۱۲أَنْتُنَّفَتَحْتُنَّشما زنان گشودید
۱۳أَنَافَتَحْتُمن گشودم
۱۴نَحْنُفَتَحْناما گشودیم

 

چهارده صیغه مضارع یَفْتَحُ

در مضارع، پیشوند نقش مهم‌تری دارد و برخی صورت‌ها از نظر ظاهر یکسان‌اند؛ برای نمونه تَفْتَحانِ هم برای «آن دو زن» و هم برای «شما دو نفر» به کار می‌رود. آموزش صرف فعل مضارع، حروف مضارعه و شناسه‌ها این شباهت‌ها را با جزئیات بیشتری توضیح می‌دهد.

صیغهضمیرفعلمعنا
۱هُوَیَفْتَحُاو (مذکر) می‌گشاید
۲هُمایَفْتَحانِآن دو مرد می‌گشایند
۳هُمْیَفْتَحُونَآنان (مذکر) می‌گشایند
۴هِیَتَفْتَحُاو (مؤنث) می‌گشاید
۵هُماتَفْتَحانِآن دو زن می‌گشایند
۶هُنَّیَفْتَحْنَآنان (مؤنث) می‌گشایند
۷أَنْتَتَفْتَحُتو (مذکر) می‌گشایی
۸أَنْتُماتَفْتَحانِشما دو نفر می‌گشایید
۹أَنْتُمْتَفْتَحُونَشما مردان می‌گشایید
۱۰أَنْتِتَفْتَحِینَتو (مؤنث) می‌گشایی
۱۱أَنْتُماتَفْتَحانِشما دو زن می‌گشایید
۱۲أَنْتُنَّتَفْتَحْنَشما زنان می‌گشایید
۱۳أَنَاأَفْتَحُمن می‌گشایم
۱۴نَحْنُنَفْتَحُما می‌گشاییم

 

صورت‌های مشابه را چگونه از هم تشخیص دهیم؟

یکسان‌بودن ظاهر فعل همیشه به معنای یکسان‌بودن صیغه نیست. فَتَحْتُما دو بار در جدول ماضی می‌آید و تَفْتَحانِ سه کاربرد صرفی دارد. ضمیر آشکار، فاعل جمله، فعل‌های پیشین و قرینه جنس و شمار، صیغه درست را مشخص می‌کنند. اگر ترتیب چهارده صیغه هنوز در ذهن تثبیت نشده است، راهنمای خواندن و حفظ‌کردن چهارده صیغه فعل عربی به‌جای حفظ پراکنده، صیغه‌ها را در گروه‌های غایب، مخاطب و متکلم سامان می‌دهد.

حالت رفع، نصب و جزم در مضارع

جدول بالا مضارع مرفوع را نشان می‌دهد. اگر عامل ناصب پیش از فعل بیاید، پایان بعضی صیغه‌ها تغییر می‌کند؛ مانند لَنْ یَفْتَحَ. با عامل جازم نیز می‌گوییم لَمْ یَفْتَحْ. در افعال پنج‌گانه، نون در نصب و جزم حذف می‌شود: لَنْ یَفْتَحُوا و لَمْ یَفْتَحُوا. این تغییر پایانی به اعراب فعل مربوط است و باب صرفی را عوض نمی‌کند؛ عین‌الفعل همچنان مفتوح می‌ماند.

امر، نهی، مصدر و مشتقات مهم فَتَحَ

شناخت باب تنها برای صرف ماضی و مضارع نیست. از مضارع مخاطبِ مجزوم می‌توان امر را ساخت، با «لا»ی نهی و مضارع مجزوم نهی را به دست آورد و از ریشه نیز صورت‌هایی مانند مصدر، اسم فاعل و اسم مفعول را شناخت. در فَتَحَ، امر مفرد مذکر «اِفْتَحْ» و نهی آن «لا تَفْتَحْ» است. مصدر رایج «فَتْح»، اسم فاعل «فاتِح» و اسم مفعول «مَفْتوح» است. هرکدام نقش جداگانه‌ای دارد و نباید فقط به دلیل اشتراک ریشه، معنا یا جایگاه دستوری آن‌ها را یکی گرفت.

امر، نهی، مصدر و مشتقات مهم فَتَحَ

ساخت فعل امر از مضارع مخاطب

برای ساخت امر، از مضارع مخاطب آغاز می‌کنیم: تَفْتَحُ. حرف مضارعه را برمی‌داریم و پایان فعل را مجزوم می‌کنیم. چون آغازِ بنِ باقی‌مانده ساکن است، همزه وصل با کسره می‌آید و «اِفْتَحْ» ساخته می‌شود. در پیوستن شناسه‌ها نیز می‌گوییم: اِفْتَحْ، اِفْتَحا، اِفْتَحُوا، اِفْتَحِی، اِفْتَحا، اِفْتَحْنَ. همزه وصل در آغاز گفتار خوانده می‌شود، اما در پیوند با واژه پیشین ممکن است در تلفظ بیفتد.

ضمیر مخاطبامرمعنا
أَنْتَاِفْتَحْباز کن
أَنْتُمااِفْتَحاشما دو نفر باز کنید
أَنْتُمْاِفْتَحُواشما مردان باز کنید
أَنْتِاِفْتَحِیتو (مؤنث) باز کن
أَنْتُمااِفْتَحاشما دو زن باز کنید
أَنْتُنَّاِفْتَحْنَشما زنان باز کنید

 

ساخت نهی با لا و مضارع مجزوم

نهی با «لا»ی نهی و مضارع مخاطبِ مجزوم ساخته می‌شود. برای مفرد مذکر می‌گوییم «لا تَفْتَحْ». در مثنی و جمع، همان قواعد جزم اجرا می‌شود: لا تَفْتَحا، لا تَفْتَحُوا، لا تَفْتَحِی و لا تَفْتَحْنَ. تفاوت نهی با نفی در قصد جمله است: نهی از مخاطب می‌خواهد کاری را انجام ندهد، اما نفی تنها وقوع یا انجام کار را انکار می‌کند.

مصدر و معنای بنیادی ریشه

مصدر رایج این فعل «فَتْح» است و معنای گشودن یا بازکردن را می‌رساند. برخلاف بسیاری از ابواب مزید که مصدر آن‌ها از روی الگوی ثابت ساخته می‌شود، مصدر ثلاثی مجرد تا حد زیادی سماعی است؛ یعنی باید صورت رایج آن را همراه فعل آموخت. پس دانستن اینکه فَتَحَ از باب فَعَلَ یَفْعَلُ است، به‌تنهایی اجازه نمی‌دهد مصدر هر فعل هم‌باب را بدون مراجعه و شناخت کاربرد بسازیم.

اسم فاعل، اسم مفعول و اسم ابزار

اسم فاعلِ ثلاثی مجرد معمولاً بر وزن «فاعِل» ساخته می‌شود؛ بنابراین «فاتِح» یعنی گشاینده. اسم مفعول معمولاً بر وزن «مَفْعول» است و «مَفْتوح» یعنی گشوده‌شده یا باز. «مِفْتاح» نیز به معنای کلید، اسم ابزارِ مشهور این ریشه است. این صورت‌ها از یک ماده ساخته شده‌اند، اما وزن متفاوت آن‌ها نوع رابطه با عمل را مشخص می‌کند: انجام‌دهنده، چیزی که عمل بر آن واقع شده، یا ابزاری که عمل با آن انجام می‌شود.

روش تشخیص باب، استثناها و خطاهای رایج

تشخیص باب فَتَحَ باید از یک مسیر کنترل‌شده عبور کند: ریشه را پیدا کنید، عین‌الفعل و لام‌الفعل را مشخص کنید، وجود حرف حلقی را فقط به‌عنوان سرنخ بسنجید، سپس مضارعِ ضبط‌شده را بررسی کنید. اگر عین مضارع مفتوح بود، فعل بر فَعَلَ یَفْعَلُ است. اگر مضموم یا مکسور بود، حضور حرف حلقی نباید شما را وادار کند شکل واژه را تغییر دهید. این روش میان «قاعده آموزشی» و «صورت واقعی زبان» تعادل برقرار می‌کند و برای افعال صحیح، مهموز و معتل نیز نقطه شروع قابل‌اعتمادی می‌سازد.

روش تشخیص باب، استثناها و خطاهای رایج

الگوریتم چهارمرحله‌ای تشخیص

۱. ماضی را به ریشه سه‌حرفی بازگردانید و فاءالفعل، عین‌الفعل و لام‌الفعل را تعیین کنید.

۲. بررسی کنید آیا عین‌الفعل یا لام‌الفعل یکی از حروف «ء، ه، ع، ح، غ، خ» است.

۳. صورت مضارع را پیدا کنید و حرکت عین‌الفعل را بخوانید؛ فتحه نشانه این باب است.

۴. نمونه‌های مشهورِ مخالف قاعده را به‌عنوان ضبط واژگانی حفظ کنید و از قیاس شتاب‌زده بپرهیزید.

نمونه‌های روشن و نمونه‌های مخالف

فعلجای حرف حلقیمضارعنتیجه
فَتَحَلام‌الفعل: حیَفْتَحُباب فَتَحَ
سَأَلَعین‌الفعل: ءیَسْأَلُباب فَتَحَ
ذَهَبَعین‌الفعل: هیَذْهَبُباب فَتَحَ
مَنَعَلام‌الفعل: عیَمْنَعُباب فَتَحَ
قَرَأَلام‌الفعل: ءیَقْرَأُباب فَتَحَ
قَعَدَعین‌الفعل: عیَقْعُدُباب نَصَرَ
رَجَعَلام‌الفعل: عیَرْجِعُباب ضَرَبَ
صَلَحَلام‌الفعل: حیَصْلُحُباب نَصَرَ

 

استثنا یعنی چه؟

استثنا در این بحث به این معنا نیست که فعل بی‌قاعده و غیرقابل‌صرف است. فعل قَعَدَ کاملاً منظم صرف می‌شود، اما برخلاف انتظار ساده‌ای که از عین حلقی به دست می‌آید، مضارع آن یَقْعُدُ است. همین حکم درباره رَجَعَ یَرْجِعُ و صَلَحَ یَصْلُحُ صادق است. بهتر است این صورت‌ها را همراه ماضی و مصدر در یک خانواده کوچک یاد بگیرید، نه اینکه حرف حلقی را نادیده بگیرید یا حرکت مضارع را از خود بسازید.

خطاهای رایج مبتدیان

فرض‌کردن اینکه هر فعل دارای حرف حلقی حتماً بر یَفْعَلُ می‌آید.

توجه به فاءالفعل حلقی و نادیده‌گرفتن اینکه نقش اصلی با عین‌الفعل یا لام‌الفعل است.

تشخیص باب فقط از روی ماضی فَعَلَ، بدون دیدن مضارع.

یکی‌گرفتن حرکت عین‌الفعل با حرکت پایانی فعل و اعراب رفع، نصب یا جزم.

ساختن مصدر ثلاثی مجرد تنها با قیاس و بدون توجه به صورت سماعیِ رایج.

چهار تمرین حل‌شده

۱) ذَبَحَ: ریشه ذ ب ح است؛ حاء لام‌الفعل و مضارع یَذْبَحُ است، پس باب فَتَحَ است. ۲) بَعَثَ: عین‌الفعل «ع» و مضارع یَبْعَثُ است، پس همین باب را دارد. ۳) قَعَدَ: با وجود عین حلقی، مضارع یَقْعُدُ است؛ بنابراین باب نَصَرَ است. ۴) رَجَعَ: لام‌الفعل حلقی است، اما مضارع یَرْجِعُ با کسره عین مضارع می‌آید؛ پس از باب ضَرَبَ است. در هر پاسخ، صورت مضارع داور نهایی بوده است.

جمع‌بندی

باب فَتَحَ یَفْتَحُ وزن فَعَلَ یَفْعَلُ دارد؛ یعنی عین‌الفعل در ماضی و مضارع مفتوح است. حروف حلقی «ء، ه، ع، ح، غ، خ» مهم‌ترین سرنخ این باب‌اند و معمولاً در جایگاه عین‌الفعل یا لام‌الفعل دیده می‌شوند. بااین‌حال، قاعده حروف حلقی یک گرایش است، نه مجوز حدس قطعی. برای تشخیص درست باید ریشه، جایگاه حرف حلقی و شکل مضارع را کنار هم دید. صرف کامل فَتَحَ نیز نشان می‌دهد که تغییر پیشوندها و شناسه‌ها باب را عوض نمی‌کند و فتحه عین مضارع پایدار می‌ماند.

جمع‌بندی

برای یادگیری پایدار، هر فعل ثلاثی مجرد را به‌صورت یک بسته کوچک حفظ کنید: ماضی، مضارع، مصدر و معنای اصلی. نوشتن «فَتَحَ ـ یَفْتَحُ ـ فَتْحًا» بسیار مفیدتر از حفظ نامِ باب به‌تنهایی است. سپس با چند صیغه شاخص مانند فَتَحْتُ، یَفْتَحُونَ، تَفْتَحِینَ و اِفْتَحْ تمرین کنید. اگر فعلی حرف حلقی داشت اما مضارع آن با ضمه یا کسره ثبت شده بود، صورت واقعی واژه را بر قیاس ترجیح دهید. این روش هم قاعده را به کار می‌گیرد و هم استثناها را بدون آشفتگی مدیریت می‌کند.

سؤالات متداول

پرسش‌های زیر مرزهایی را روشن می‌کنند که معمولاً هنگام تشخیص باب، مقایسه افعال حلقی و ساخت صیغه‌های مشتق ابهام ایجاد می‌کنند. پاسخ کوتاه هر پرسش در آغاز آمده و سپس دلیل یا نمونه لازم توضیح داده شده است.

آیا هر فعلی که حرف حلقی دارد از باب فَتَحَ است؟

خیر. حرف حلقی فقط یک سرنخ قوی است. قَعَدَ یَقْعُدُ، رَجَعَ یَرْجِعُ و صَلَحَ یَصْلُحُ حرف حلقی دارند، اما عین مضارعشان مفتوح نیست. برای تعیین باب، شکل ثبت‌شده مضارع معیار نهایی است.

اگر حرف حلقی فاءالفعل باشد، آیا مضارع باید مفتوح شود؟

نه. اثر مورد بحث معمولاً زمانی مطرح می‌شود که حرف حلقی عین‌الفعل یا لام‌الفعل باشد. در أَکَلَ یَأْکُلُ، همزه فاءالفعل است و عین مضارع ضمه دارد؛ بنابراین فعل از باب فَعَلَ یَفْعُلُ است.

تفاوت باب فَتَحَ با باب ضَرَبَ و نَصَرَ در چیست؟

ماضی هر سه بر وزن فَعَلَ است. تفاوت در حرکت عین‌الفعل مضارع دیده می‌شود: یَفْعَلُ در باب فَتَحَ، یَفْعِلُ در باب ضَرَبَ و یَفْعُلُ در باب نَصَرَ. پس دیدن ماضی به‌تنهایی کافی نیست.

چرا در لَمْ یَفْتَحْ حرکت آخر فعل عوض می‌شود اما باب تغییر نمی‌کند؟

سکون آخر در یَفْتَحْ نتیجه جزم مضارع است و به اعرابِ پایان فعل مربوط می‌شود. باب با حرکت عین‌الفعل شناخته می‌شود؛ فتحه «ت» در یَفْتَحْ باقی است، بنابراین وزن صرفی همان یَفْعَلُ است.

آیا مصدر همه فعل‌های این باب بر یک وزن ثابت ساخته می‌شود؟

خیر. مصدر ثلاثی مجرد در بسیاری از موارد سماعی است و باید همراه خود فعل آموخته شود. فَتَحَ مصدر «فَتْح» دارد، اما از این نمونه نمی‌توان برای همه فعل‌های هم‌باب یک وزن مصدر قطعی ساخت.

برای حفظ باب فَتَحَ چه روشی بهتر است؟

فعل را به شکل یک زنجیره کوتاه یاد بگیرید: ماضی، مضارع، مصدر و یک صیغه امر؛ مانند فَتَحَ، یَفْتَحُ، فَتْح، اِفْتَحْ. سپس جای حرف حلقی را مشخص و یک نمونه مخالف مانند قَعَدَ یَقْعُدُ را کنار آن یادداشت کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 − 4 =

دکمه بازگشت به بالا