مصدر صناعی در عربی؛ ساخت واژههای مفهومی با «ـیّة»

مصدر صناعی در عربی اسمی است که با افزودن یای مشدد و تاء مربوطه، یعنی «ـِيَّة»، به یک پایه ساخته میشود و بر معنا، حالت یا مجموعهای از ویژگیهای آن دلالت میکند؛ مانند «إِنْسانِيَّة» به معنای انسانیت و «حُرِّيَّة» به معنای آزادی. بنابراین، موضوع این ساخت بیشتر نامگذاری یک مفهوم است تا گزارش انجامدادن یک کار. برای شناخت آن باید هم ساختمان واژه را ببینیم و هم معنایی را که در جمله پیدا کرده است.
دشواری اصلی زمانی پیدا میشود که همین پایان در صفت نسبی مؤنث نیز دیده شود. در «مَواقِفُ إِنْسانِيَّةٌ» از «موضعگیریهای انسانی» حرف میزنیم؛ اما در «نُقَدِّرُ الإِنْسانِيَّةَ» خودِ «انسانیت» را ارزشمند میدانیم. شکل پایانی دو واژه یکسان است، ولی کارکرد معنایی آنها فرق دارد. به همین دلیل، دیدن «ـیّة» برای تشخیص قطعی مصدر صناعی کافی نیست و ترجمه فارسی نیز باید با توجه به این تفاوت انتخاب شود.
این نکته برای فارسیزبانان اهمیت بیشتری دارد، چون بسیاری از واژههای این خانواده، مانند انسانیت، مسئولیت و قابلیت، در فارسی هم آشنا هستند. آشنایی با معنای فارسی به فهم متن کمک میکند، اما جای تحلیل عربی را نمیگیرد. ممکن است واژهای در فارسی نام یک مفهوم باشد و صورت مشابه آن در جمله عربی، صفتِ یک اسم را بیان کند. همچنین، پایان عربی «ة» در صورت فارسی این وامواژهها معمولاً به شکل «ت» دیده میشود؛ این تفاوت نوشتاری را نباید با تغییر قاعده عربی اشتباه گرفت.
برای یادگیری این مبحث، سه پرسش را دنبال میکنیم: واژه از چه پایهای ساخته شده، چه مفهومی را نامگذاری میکند و در جمله چه نقشی دارد؟ ابتدا ساخت و نمونههای متنوع را میبینیم، سپس آن را از صفت نسبی و مصدرهای دیگر جدا میکنیم. در پایان، نمونههای ترجمه و تمرینهای پاسخدار نشان میدهند چگونه این شناخت را روی جملههای تازه اجرا کنیم. جملههای تمرینی این نوشته برای آموزش ساخته شدهاند و نقلقول از متن تاریخی یا ادبی نیستند.

مصدر صناعی چیست و چگونه ساخته میشود؟
مصدر صناعی به ما امکان میدهد از یک واژه، نامِ ویژگی یا مفهومی مرتبط با آن بسازیم. در «فَرْد» با فرد روبهرو هستیم، اما «فَرْدِيَّة» میتواند فردیت یا فردگرایی را برساند؛ انتخاب میان این معناها به متن وابسته است. الگوی عمومی، افزودن یای مشدد و تاء مربوطه به پایه مناسب است، ولی شکل نهایی همیشه حاصل چسباندن ساده دو حرف به املای ظاهری واژه نیست. قواعد نسبت و صورت جاافتاده واژه نیز اهمیت دارند. پس ابتدا باید پایه را درست شناخت، سپس صورت ساختهشده و معنای آن را در کاربرد واقعی بررسی کرد.

نقش «ـِيَّة» در ساخت مفهوم
در تحلیل آموزشی، دو جزء پایانی را جدا میکنیم: «يّ» یای مشدد است و «ة» تاء مربوطه. مجموع این دو، در کاربرد مصدری، واژه را برای بیان یک معنای انتزاعی آماده میکند. «انتزاعی» یعنی معنایی مانند آزادی یا فردیت که به یک شیء مشخص محدود نیست. نام «صناعی» نیز به ساختهشدن این صورت اشاره دارد؛ منظور، ارتباط واژه با کارخانه یا صنعت نیست.
برای مثال، از «إِنْسان» صورت «إِنْسانِيَّة» ساخته میشود. در کاربرد موردنظر، بحث بر سر یک انسان مشخص نیست، بلکه درباره انسانیت است. بااینحال، معنای دقیق این کلمه را نباید در همه متنها یکسان گرفت: یک متن ممکن است بر منش انسانی تأکید کند و متنی دیگر بر مفهوم انسانبودن. ساختمان صرفی بخشی از معنا را روشن میکند؛ باقی آن را جمله و موضوع متن تعیین میکنند.
پایه مصدر صناعی فقط اسم جامد نیست
اسم جامد در این بحث اسمی است که آن را مانند اسم فاعل یا اسم مفعول، مشتق از فعل تحلیل نمیکنیم؛ «إِنْسان» نمونهای ساده است. مصدر صناعی از پایههای مشتق و از خودِ مصدر هم ساخته میشود. بنابراین، لازم نیست برای هر مصدر صناعی یک فعل مستقیم و هموزن پیدا کنیم.
| پایه | نوع پایه در این مثال | مصدر صناعی | معنای فارسی در کاربرد مفهومی |
| إِنْسان | اسم جامد | إِنْسانِيَّة | انسانیت |
| حُرّ | صفت | حُرِّيَّة | آزادی |
| مَسْؤُول | اسم مفعول | مَسْؤُولِيَّة | مسئولیت |
| قابِل | اسم فاعل | قابِلِيَّة | قابلیت، توان پذیرش |
| أَفْضَل | اسم تفضیل | أَفْضَلِيَّة | برتری |
| إِنْتاج | مصدر | إِنْتاجِيَّة | بهرهوری در بافت اقتصادی |
| اِسْتِقْلال | مصدر | اِسْتِقْلالِيَّة | استقلال در عمل یا تصمیم |
| مَوْضُوع | اسم مفعول در اصل ساخت | مَوْضُوعِيَّة | عینیت یا بیطرفی در بافت مناسب |
این جدول، صورتها را در معنای مفهومی نشان میدهد. دیدن یکی از همین کلمهها در جمله، هنوز ما را از بررسی کاربرد آن بینیاز نمیکند. برای نمونه، «إِنْتاجِيَّة» در توصیف یک واحد تولیدی میتواند صفت نسبی باشد؛ اما وقتی از میزان بهرهوری سخن میگوییم، نامِ مفهوم است.
چرا نمیتوان همیشه پسوند را مستقیم چسباند؟
در واژه سادهای مثل «فَرْد»، رسیدن به «فَرْدِيَّة» روشن است؛ اما بعضی پایهها پیش از گرفتن پسوند تغییر میکنند. نمونه آشنا «مادَّة» است که در صورت «مادِّيَّة» تاء مربوطه پایه حفظ نمیشود. از سوی دیگر، اگر پایه یا صورت نسبی آن از پیش یای مشدد داشته باشد، نباید یک یای نسبت دیگر به آن اضافه کنیم.
در «حُرِّيَّة»، تشدید «ر» مربوط به پایه «حُرّ» است و تشدید «ی» به بخش افزوده تعلق دارد. در متن آموزشی بهتر است این دو تشدید نوشته شوند تا ساختمان کلمه گم نشود. برای پایههای دارای الف پایانی، یای پایانی یا صورت نامأنوس، قاعده کلی بهتنهایی کافی نیست؛ صورت معتبر را همراه قواعد نسبت و کاربرد فرهنگ بررسی میکنیم.
قیاسیبودن به معنای پذیرش هر واژه تازه نیست
ساخت مصدر صناعی الگویی قیاسی دارد؛ یعنی میتوان رابطهای منظم میان پایه و صورت مفهومی آن شناخت. بااینحال، از این ویژگی نتیجه نمیشود که افزودن «ـیّة» به هر کلمه، اصطلاحی طبیعی و پذیرفته میسازد. برای نوشتن عربی، هم ساخت درست لازم است و هم معنای روشن و کاربرد جاافتاده.
در واژههای شناختهشدهای مانند «كَيْفِيَّة» و «كَمِّيَّة» نیز پایان موردبحث دیده میشود. این نمونهها نشان میدهند که نباید پایه را فقط یک اسمِ عینی و ساده تصور کرد. با وجود این، بهتر است زبانآموز ابتدا صورتهای رایج را بیاموزد و از ساختن نمونههای دلخواه برای هر ضمیر یا ادات خودداری کند.

تفاوت مصدر صناعی با صفت نسبی و مصدرهای دیگر
تفاوت اصلی مصدر صناعی و صفت نسبی مؤنث، در معنای آنها در جمله است. مصدر صناعی خودِ یک ویژگی یا مفهوم را نامگذاری میکند؛ صفت نسبی، وابستگی یا ویژگیِ چیزی را بیان میکند. «مَوْضُوعِيَّة» ممکن است نامِ بیطرفی باشد، ولی در ترکیبی دیگر یک ارزیابی را «بیطرفانه» توصیف کند. نقش نحوی سرنخ مفیدی است، اما بهتنهایی کافی نیست: صفت میتواند خبر باشد یا پس از حذف موصوف بهتنهایی ظاهر شود. برای رسیدن به تحلیل درست، باید شکل واژه، معنای جمله و رابطه آن با اسمهای دیگر را کنار هم قرار دهیم.

دو جمله مشابه، دو تحلیل متفاوت
«المَوْضُوعِيَّةُ ضَرُورِيَّةٌ في البَحْثِ.» یعنی «بیطرفی در پژوهش ضروری است.» در این جمله، «الموضوعية» نام یک ویژگی است و مصدر صناعی به شمار میرود. از نظر نحوی نیز مبتدا و مرفوع است.
«كَتَبَ الباحِثُ دِراسَةً مَوْضُوعِيَّةً.» یعنی «پژوهشگر مطالعهای بیطرفانه نوشت.» اینجا «موضوعية» مطالعه را توصیف میکند، پس صفت نسبی مؤنث است. چون «دراسةً» منصوب است، صفت آن نیز منصوب آمده است. تفاوت را از ترجمه هم میتوان دید: در جمله نخست «بیطرفی» داریم و در جمله دوم «بیطرفانه».
| عبارت یا جمله | معنای موردنظر | تحلیل واژه پایانیِ موردبحث |
| نَحْتَرِمُ خُصُوصِيَّةَ الفَرْدِ. | به حریم خصوصی فرد احترام میگذاریم. | «خصوصية» مصدر صناعی و مفعولبه است. |
| هٰذِهِ قَضِيَّةٌ شَخْصِيَّةٌ. | این مسئلهای شخصی است. | «شخصية» صفت نسبیِ «قضية» است. |
| زادَتْ إِنْتاجِيَّةُ المَصْنَعِ. | بهرهوری کارخانه افزایش یافت. | «إنتاجية» مصدر صناعی و فاعل است. |
| هٰذِهِ وَحْدَةٌ إِنْتاجِيَّةٌ. | این یک واحد تولیدی است. | «إنتاجية» صفت نسبیِ «وحدة» است. |
دامِ «هرچه نعت نبود، مصدر صناعی است»
نعت همان صفتی است که در ساخت نحوی، از اسم پیش از خود پیروی میکند. اگر واژه موردبحث نعت باشد، در مثالهای معمول این درس با صفت نسبی روبهرو هستیم. اما عکس این نتیجه همواره درست نیست؛ نبودن نقش نعت، بهتنهایی مصدر صناعی بودن را ثابت نمیکند.
به جمله «هٰذِهِ الجامِعَةُ مِصْرِيَّةٌ» توجه کنید: «این دانشگاه مصری است.» «مصرية» خبر است، ولی همچنان نسبت دانشگاه را به مصر بیان میکند و نام یک مفهوم انتزاعی نیست. همچنین در «أَتَعَلَّمُ العَرَبِيَّةَ»، مقصود از «العربية» زبان عربی است. حذف واژه «زبان» در تعبیر، آن را بهطور خودکار مصدر صناعی نمیکند.
پس پرسش دقیقتر این است: «آیا واژه خودِ یک ویژگی را نام میبرد، یا چیزی را به یک گروه، حوزه، مکان یا ویژگی نسبت میدهد؟» اگر جمله کوتاه و مبهم باشد، گاهی بدون بافت بیشتر نمیتوان پاسخ قطعی داد. در این حالت، اعلام دو احتمال درستتر از تحمیل یک برچسب است.
تفاوت با مصدر اصلی، میمی، مره و هیئت
مصدر اصلی فعل معمولاً اصلِ رویداد یا حالت را بدون زمان بیان میکند؛ مانند «إِنْتاج» برای تولیدکردن. مصدر صناعیِ «إِنْتاجِيَّة» در متن اقتصادی میتواند مفهوم بهرهوری را نامگذاری کند. بنابراین، این دو همیشه مترادف نیستند و جایگزینی آنها ممکن است پیام جمله را عوض کند.
| نوع مصدر | پرسش اصلی | مثال و توضیح |
| مصدر اصلی | چه رویداد یا حالتی؟ | «إِنْتاج»: تولیدکردن |
| مصدر صناعی | چه ویژگی یا مفهوم وابسته به پایه؟ | «إِنْتاجِيَّة»: بهرهوری در کاربرد اقتصادی |
| مصدر میمی | همان معنای مصدری با ساخت دارای میم افزوده؟ | «مَقْدَم» در معنای آمدن؛ تشخیص با جمله است. |
| مصدر مره | یک بار وقوع کدام کار؟ | «جَلْسَة»: یک بار نشستن |
| مصدر هیئت | انجام کار با چه حالت و شیوهای؟ | «جِلْسَة»: حالت نشستن |
«اسم مصدر» نیز عنوان دیگری است و صرفِ مفهومیبودن یک واژه، آن را اسم مصدر نمیکند. در اصطلاح رایج صرف، اسم مصدر با معنای مصدر و ساختمان آن نسبت به فعل بررسی میشود؛ نمونه مشهور «عَطاء» در برابر «إِعْطاء» است. معیار مصدر صناعی، ساخت و معنای خاصِ «ـیّة» است. همچنین تقابل «صریح و مؤول» بحثی جداست: مصدر مؤول معمولاً یک ترکیب نحوی مانند «أَنْ تَتَعَلَّمَ» است که میتوان آن را با یک مصدر تأویل کرد.

کاربرد، اعراب و تمرین تشخیص مصدر صناعی
برای استفاده عملی از مصدر صناعی، تشخیص شکل کلمه فقط آغاز کار است. باید بتوانیم معنای مناسب آن را در فارسی پیدا کنیم و نقش نحویاش را نیز درست بخوانیم. «مَسْؤُولِيَّة» ممکن است در جملهای مبتدا و در جملهای دیگر مفعول باشد؛ این تغییر، نوع صرفی آن را عوض نمیکند. از طرف دیگر، ترجمه همه نمونهها با پایان فارسی «ـیت» طبیعی نیست. گاهی «آزادی»، «برتری» یا «بهرهوری» دقیقتر است. نمونههای این بخش نشان میدهند چگونه از ساختمان واژه به معنای مناسب و سپس به اعراب برسیم، بدون آنکه یکی از این سه مرحله را جای دیگری بنشانیم.

مصدر صناعی اعراب ثابت ندارد
«الحُرِّيَّةُ مَسْؤُولِيَّةٌ.» یعنی «آزادی مسئولیت است.» در این جمله، هر دو واژه در کاربرد مفهومی مصدر صناعیاند؛ اولی مبتدا و دومی خبر است و هر دو مرفوعاند. پس خبر بودن، با مصدر صناعی بودن تعارضی ندارد؛ همانطور که در مثال دانشگاه، خبر میتوانست صفت نسبی باشد.
«يَحْتَرِمُ المُعَلِّمُ اسْتِقْلالِيَّةَ الطّالِبِ.» یعنی «معلم به استقلال دانشآموز احترام میگذارد.» در عربی، «استقلاليةَ» مفعولبه منصوب و در عین حال مضاف است؛ «الطالبِ» مضافالیه مجرور است. اینکه ترجمه فارسی حرف اضافه «به» دارد، دلیل مجرور بودن واژه عربی نیست. اعراب را باید از جمله عربی گرفت.
«نُؤْمِنُ بِأَهَمِّيَّةِ التَّعَلُّمِ.» یعنی «به اهمیت یادگیری باور داریم.» «أهميةِ» به سبب حرف جر «بِـ» مجرور شده است. در هر سه نمونه، نخست نوع واژه را از معنا تشخیص میدهیم و سپس علامت پایانی را از نقش نحوی تعیین میکنیم.
چگونه ترجمه طبیعی انتخاب کنیم؟
بهتر است مصدر صناعی را ابتدا با یک عبارت توضیحی بفهمیم و سپس معادل کوتاهتر فارسی را انتخاب کنیم. برای «قابِلِيَّة» میتوان از «توان یا آمادگیِ پذیرفتن چیزی» شروع کرد؛ سپس با توجه به جمله، «قابلیت»، «استعداد» یا «پذیرشپذیری» را برگزید. این روش مانع میشود تنها بر پایه شباهت نوشتاری ترجمه کنیم.
| واژه عربی | ترجمه مناسب در بافت مشخص | نکته تعیینکننده |
| حُرِّيَّة | آزادی | برگردان مکانیکیِ پایان واژه لازم نیست. |
| أَفْضَلِيَّة | برتری، امتیاز بیشتر | موضوع مقایسه را از جمله بگیرید. |
| إِنْتاجِيَّة | بهرهوری | با مقدار کل تولید یکی نیست. |
| مَوْضُوعِيَّة | بیطرفی، عینیت | بافت پژوهشی یا فلسفی اهمیت دارد. |
| فَرْدِيَّة | فردیت، فردگرایی | خودِ فرد بودن با یک گرایش فکری یکسان نیست. |
پسوند، جهت کلی معنا را نشان میدهد و فرهنگ و بافت، معنای دقیق را محدود میکنند. مثلاً افزایش تولید ممکن است از بیشترشدن نیروی کار ناشی شود؛ افزایش بهرهوری درباره نسبتِ حاصل به منابع بهکاررفته است. این توضیح معنایی کمک میکند «إنتاج» و «إنتاجية» را در یک متن اقتصادی بیدلیل به جای هم ننشانیم.
تمرین اول: نوع واژه و دلیل تشخیص
در جملههای زیر، واژه مشخصشده را بررسی کنید. ابتدا ترجمه کنید؛ سپس بنویسید نامِ مفهوم است یا توصیفِ یک اسم. برای پاسخ، تنها به جای واژه در جمله تکیه نکنید.
۱. «المَسْؤُولِيَّةُ تَحْتاجُ إِلى وَعْيٍ.» واژه: «المسؤولية».
۲. «قَرَأْتُ مَقالَةً عِلْمِيَّةً.» واژه: «علمية».
۳. «هٰذِهِ المَجَلَّةُ عِلْمِيَّةٌ.» واژه: «علمية».
۴. «زَادَتْ قابِلِيَّةُ المادَّةِ لِلذَّوَبانِ.» واژه: «قابلية».
۵. «أَتَعَلَّمُ العَرَبِيَّةَ.» واژه: «العربية».
۶. «نُقَدِّرُ الإِنْسانِيَّةَ في التَّعامُلِ.» واژه: «الإنسانية».
پاسخ ۱: مصدر صناعی است؛ خودِ مسئولیت را نام میبرد و مبتداست. ترجمه: «مسئولیت به آگاهی نیاز دارد.» پاسخ ۲: صفت نسبی است؛ مقاله را علمی توصیف میکند و نعت منصوب است. ترجمه: «مقالهای علمی خواندم.»
پاسخ ۳: صفت نسبی است؛ علمیبودن را به مجله نسبت میدهد، هرچند از نظر نحوی خبر است. ترجمه: «این مجله علمی است.» پاسخ ۴: مصدر صناعی است؛ قابلیت حلشدن را نامگذاری میکند و فاعل مرفوع است. ترجمه: «قابلیت حلشدن ماده افزایش یافت.»
پاسخ ۵: در این جمله نام زبان عربی اراده شده و تحلیل آن بر پایه صفت نسبیِ اسم حذفشده «اللغة» است؛ صرفِ مفعول بودن، مصدر صناعی بودن را ثابت نمیکند. پاسخ ۶: مصدر صناعی است؛ نامِ انسانیت در رفتار است و مفعولبه منصوب آمده است.
تمرین دوم: از پایه به مفهوم و جمله
از «أَفْضَل»، «حُرّ» و «مَسْؤُول» صورت مفهومی بسازید. پاسخها بهترتیب «أَفْضَلِيَّة»، «حُرِّيَّة» و «مَسْؤُولِيَّة» هستند. اکنون یکی را در جملهای قرار دهید که خودِ مفهوم موضوع سخن باشد؛ مانند «المَسْؤُولِيَّةُ كَبِيرَةٌ» به معنای «مسئولیت بزرگ است».
برای کنترل پاسخ، کلمه را در جملهای دیگر به کار ببرید یا آن را با یک صفت مقایسه کنید. «هذه الطالبةُ مسؤولةٌ» دانشآموز را مسئول توصیف میکند؛ «مسؤوليةُ الطالبةِ كبيرةٌ» درباره مسئولیت او سخن میگوید. این جابهجایی، تفاوت میان دارنده ویژگی و خودِ ویژگی را آشکار میکند.

جمعبندی
مصدر صناعی راهی برای نامگذاری مفهوم یا ویژگی با ساخت «ـِيَّة» است. نمونههایی مانند «حُرِّيَّة»، «مَسْؤُولِيَّة» و «أَفْضَلِيَّة» نشان میدهند که پایه آن به یک گروه محدود نمیشود و ترجمه فارسیاش نیز همیشه یک پایان ثابت ندارد. برای تشخیص درست، ساختمان واژه را همراه معنای آن در جمله بخوانید. اگر واژه خودِ مفهوم را نام میبرد، تحلیل مصدری مطرح است؛ اگر چیزی را توصیف میکند، باید صفت نسبی را بررسی کرد. در نهایت، نقشهایی مانند مبتدا، خبر و مفعول را جداگانه تعیین کنید؛ این نقشها جای تعریف صرفی واژه را نمیگیرند.

مهمترین تمرین این است که برای یک صورت مشابه، دو کاربرد بسازید: یک بار نامِ ویژگی و بار دیگر توصیفِ یک اسم. وقتی دلیل تفاوت را بتوانید با ترجمه و رابطه اجزای جمله توضیح دهید، از حفظکردن پسوند فراتر رفتهاید و مصدر صناعی را در متن تشخیص میدهید.
سؤالات متداول
آیا نوشتن تشدید روی «ی» مصدر صناعی ضروری است؟
تشدید بخشی از تلفظ و ساخت واژه است، حتی اگر در متن بدون اعراب نوشته نشود. در متن آموزشی، نوشتن «ـِيَّة» بهجای صورت بیاعراب، تشخیص یای مشدد را آسانتر میکند. نبود علامت تشدید در یک متن عادی، بهتنهایی دلیل نبود این ساخت نیست.
آیا مصدر صناعی همیشه معنای مثبت دارد؟
خیر. این ساخت ارزش اخلاقی ثابت ندارد. معنا به پایه و کاربرد وابسته است؛ «أنانية» میتواند خودخواهی را بیان کند، در حالی که واژههای دیگر مفهومی مثبت یا خنثی دارند. از شکل صرفی نمیتوان ارزشداوری اخلاقی را نتیجه گرفت.
آیا «ـیت» در فارسی همان قاعده عربی را دارد؟
در واژههای وامگرفتهای مانند «انسانیت» و «مسئولیت»، این پایان با ساخت عربی ارتباط دارد. اما قواعد واژهسازی فارسی و عربی یکسان نیستند؛ هر واژه فارسیِ پایانیافته به «ـیت» را نباید بدون بررسی، نمونهای برای ساخت عربی گرفت. صورت و معنای عربی باید جداگانه تأیید شود.
آیا مصدر صناعی جمع بسته میشود؟
در کاربردهایی که معنا به انواع، موارد یا مصداقهای قابلشمارش گسترش یافته باشد، جمع ممکن است؛ مانند «مَسْؤُولِيّات» برای مسئولیتهای متعدد. بااینحال، از این نمونه نمیتوان نتیجه گرفت که همه اسمهای انتزاعی در هر بافتی به یک اندازه طبیعی جمع بسته میشوند.
آیا از روی یک واژه تنها میتوان مصدر صناعی را تشخیص داد؟
گاهی میتوان ساخت احتمالی را شناخت، اما برای جداکردن آن از صفت نسبی مؤنث، جمله لازم است. «إنسانية» بهتنهایی هر دو احتمال را دارد. اگر پرسش آموزشی فقط یک واژه داده باشد، بهتر است ساخت محتمل را بگویید و وابستگی تشخیص نهایی به کاربرد را نیز توضیح دهید.
آیا مصدر صناعی را باید از فعل مضارع ساخت؟
خیر؛ الگوی عمومی آن افزودن یای مشدد و تاء مربوطه به پایه مناسب است. تبدیل حرف مضارعه به میم، که در بعضی ساختهای دیگر مطرح میشود، دستور ساخت مصدر صناعی نیست. شباهت نام انواع مصدر نباید باعث آمیختن روش ساخت آنها شود.




