مصدر مره؛ ساخت «فَعْلَة» برای بیان یکبار وقوع فعل

مصدر مرّه در عربی نامی برای یک نوبت وقوعِ یک کار است؛ مانند «ضَرْبَة» به معنای یک بار زدن و «سَجْدَة» به معنای یک بار سجدهکردن. قاعده اصلی آن در فعل ثلاثی مجرد، ساختن واژه بر وزن «فَعْلَة» است: حرف نخست فتحه دارد، حرف دوم ساکن است و پس از حرف سوم، تاء مربوطه میآید. این وزن را باید از «فِعْلَة» با کسره حرف نخست جدا کرد؛ وزن دوم معمولاً برای بیان حالت و شیوه انجام کار به کار میرود.
تفاوت را با «نشستن» میتوان دید. «جُلوس» خودِ نشستن را نام میبرد، بدون اینکه بهتنهایی تعداد دفعات را مشخص کند. «جَلْسَة» یک نوبت نشستن را نشان میدهد و «جِلْسَة» در کاربردِ مصدر هیئت، چگونگی نشستن را بیان میکند. بنابراین، تغییر یک حرکت در آغاز واژه میتواند پرسش جمله را از «چند بار؟» به «چگونه؟» تغییر دهد. در متن بدون اعراب، همین تفاوت پنهان میشود و برای تشخیص درست باید به فعل، معنای عبارت و قرینههای جمله توجه کرد.
ساخت مصدر مرّه فقط افزودن «ة» به هر واژهای نیست. در ثلاثی مجرد معمولاً باید حروف ریشه را در وزن تازه قرار داد؛ برای مثال، از «جُلوس» صورت «جُلوسة» نمیسازیم، بلکه از «جَلَسَ» به «جَلْسَة» میرسیم. در فعل غیرثلاثی، مسیر متفاوت است و مصدر اصلی مبنای ساخت قرار میگیرد. اگر آن مصدر از پیش به «ة» ختم شده باشد، برای روشنکردن یکبار وقوع، معمولاً وصف «واحِدَة» به آن افزوده میشود.
شناخت این قواعد هنگام ترجمه، حرکتگذاری و تجزیه جمله به کار میآید. بااینحال، شکل واژه بهتنهایی برای همه داوریها کافی نیست: هر کلمه پایانیافته به «ة» مصدر مرّه نیست و هر مصدر مرّه نیز در جمله نقش مفعول مطلق ندارد. مثالها و تمرینهای این درس برای جداکردن همین سه مسئله طراحی شدهاند: ساختمان واژه، معنای آن و نقش نحویاش.

مصدر مرّه چیست و چگونه ساخته میشود؟
مصدر مرّه، که «اسم مرّه» نیز نامیده میشود، وقوعِ یک حدث را در قالب یک نوبت بیان میکند. حدث یعنی خودِ کاری مانند زدن، نشستن یا پریدن، بدون آنکه زمان معینی در ساختمان اسم آمده باشد. برای ساخت این مصدر، ابتدا باید معلوم کنیم فعل ثلاثی مجرد است یا غیرثلاثی؛ زیرا قاعده این دو یکسان نیست. در ثلاثی مجرد، وزن «فَعْلَة» مبناست، اما در غیرثلاثی، معمولاً به مصدر اصلی «ة» افزوده میشود. اگر صورتِ پایه از قبل همان پایان را داشته باشد، باید یکبار بودن را با قرینهای روشن کنیم. جدولها و مثالهای زیر این حالتها را از یکدیگر جدا میکنند.

ساخت «فَعْلَة» از ثلاثی مجرد
ثلاثی مجرد فعلی است که سه حرف اصلی دارد و در ساختمان پایه آن حرف افزودهای نیامده است؛ مانند «ضَرَبَ»، «جَلَسَ» و «قَفَزَ». در وزن «فَعْلَة»، سه حرف «ف، ع، ل» جای حروف اصلی فعل را نشان میدهند. برای «ضَرَبَ»، حرفهای «ض، ر، ب» را در همان جایگاه میگذاریم و «ضَرْبَة» میسازیم. معنای آن، یک نوبت از همان عمل است.
| فعل ثلاثی | مصدر اصلی | مصدر مرّه | معنای مصدر مرّه |
| ضَرَبَ | ضَرْب | ضَرْبَة | یک بار زدن |
| جَلَسَ | جُلوس | جَلْسَة | یک نوبت نشستن |
| سَجَدَ | سُجود | سَجْدَة | یک بار سجدهکردن |
| قَفَزَ | قَفْز | قَفْزَة | یک بار پریدن |
| نَظَرَ | نَظَر | نَظْرَة | یک بار نگاهکردن |
| وَقَفَ | وُقوف | وَقْفَة | یک نوبت ایستادن |
در این جدول، تفاوتِ مصدرهای اصلی مانع اجرای قاعده نمیشود. «جُلوس» و «سُجود» حروفی بیش از ریشه دارند، اما مصدر مرّه آنها با حفظ همه حروف این مصدرها ساخته نمیشود. وزن مصدر اصلی را به مصدر مرّه منتقل نکنید؛ حروف ریشه را بشناسید و قالب مناسب را بسازید.
فعل معتل و مضاعف را چگونه بررسی کنیم؟
در فعلهایی که حرف علّه دارند یا دو حرف همسان در آنها ادغام شده است، شکل ظاهری فعل میتواند گمراهکننده باشد. «قالَ» ریشه «ق و ل» دارد و مصدر مرّه آن «قَوْلَة» است. از «رَمى» با ریشه «ر م ي»، صورت «رَمْيَة» ساخته میشود. در «مَدَّ» نیز دو حرف پایانی ریشه همساناند و صورت «مَدَّة» با تشدید میآید. این نمونهها نشان میدهند که سه حرفِ دیدهشده در املای فعل همیشه عین سه حرفِ ریشه نیستند.
برای تمرینِ وزنسازی، فعلهای سالم مانند «قَفَزَ» را زودتر حل کنید. هنگام رسیدن به فعل معتل، نخست ریشه و صورت درست واژه را مشخص کنید؛ نگهداشتنِ خودکار الفِ «قالَ» یا حذف یکی از دو حرف ادغامشده، روش قابلاعتمادی نیست.
ساخت مصدر مرّه از غیرثلاثی
در این بحث، غیرثلاثی شامل فعل ثلاثی مزید و فعل رباعی نیز میشود. برای نمونه، ریشه «اِنْطَلَقَ» سهحرفی است، اما خود فعل، ثلاثی مجرد نیست. قاعده معمول این است که به مصدر اصلیِ غیرثلاثی، تاء مربوطه اضافه کنیم؛ مانند «اِبْتِسام» که به «اِبْتِسامَة» تبدیل میشود.
| فعل | مصدر اصلی | بیان یک نوبت |
| سَبَّحَ | تَسْبيح | تَسْبيحَة |
| اِبْتَسَمَ | اِبْتِسام | اِبْتِسامَة |
| اِنْطَلَقَ | اِنْطِلاق | اِنْطِلاقَة |
| اِسْتَخْرَجَ | اِسْتِخْراج | اِسْتِخْراجَة |
| أَقامَ | إِقامَة | إِقامَة واحِدَة |
| اِسْتَشارَ | اِسْتِشارَة | اِسْتِشارَة واحِدَة |
| زَلْزَلَ | زَلْزَلَة | زَلْزَلَة واحِدَة |
«تَسْبيحَة» یک نوبت تسبیحگفتن و «اِبْتِسامَة» یک لبخند را بیان میکند. این نمونهها را نباید به وزن «فَعْلَة» برگرداند، چون متعلق به فعل ثلاثی مجرد نیستند. صورتهایی مانند «اِسْتِخْراجَة» بیشتر برای نشاندادن قاعده سودمندند؛ در نوشتن جمله واقعی، طبیعیبودن کاربرد و معنای موردنظر نیز اهمیت دارد.
وقتی مصدر از قبل به «ة» ختم شده است
برای «إِقامَة» دوباره «ة» اضافه نمیکنیم؛ میگوییم «إِقامَة واحِدَة». اگر مصدر ثلاثی نیز از ابتدا بر وزن «فَعْلَة» باشد، مانند «رَحْمَة»، همین همصورتی باعث میشود برای تصریح به یک نوبت از «واحِدَة» کمک بگیریم. نکته دقیق این است که در ثلاثی، فقط دیدنِ «ة» کافی نیست؛ باید وزن مصدر اصلی را هم بررسی کرد.
پس عبارت کلیِ «هر مصدرِ مختوم به ة فقط با واحدة مصدر مرّه میشود» درباره همه مصدرهای ثلاثی دقیق نیست. در ثلاثی، ابتدا بررسی میکنیم که آیا مصدر اصلی واقعاً با وزن «فَعْلَة» همصورت است؛ اگر چنین نباشد، اصلِ قاعده وزنسازی همچنان مطرح است. در غیرثلاثی، پایانیافتنِ خودِ مصدر اصلی به ة ملاکِ افزودن وصف است. این دو شرط را به جای هم به کار نبرید.
حدود کاربرد قاعده
وزن «فَعْلَة» مجوز ساختنِ بیقیدِ واژه از هر فعل نیست. در آموزش صرف سنتی، فعلِ مناسب برای این ساخت، تام و متصرف و دارای رخدادی قابلشمارش در نظر گرفته میشود. «تام» در اینجا مقابل فعل ناقص، و «متصرف» مقابل فعل جامد است. بنابراین، قواعد را به فعلهایی مانند «لَيْسَ» یا کاربرد ناقصِ «كانَ» تعمیم نمیدهیم.
در افعال مربوط به صفات ثابت و معانی ذهنی نیز نباید صرفاً با چیدن حروف در وزن، یک واژه را درست و رایج دانست. اگر مقصود فقط بیان تعدادِ انجام یک کار در جمله باشد، تعبیر «مَرَّةً واحِدَةً» اغلب راهی روشنتر است. این تعبیر، بیان نحویِ تعداد است و با ساختنِ یک مصدر مرّه از ریشه فعل تفاوت دارد.

تفاوت مصدر مرّه با مصدر هیئت و نقش آن در جمله
تفاوت اصلی مصدر مرّه و مصدر هیئت در نوع اطلاعاتی است که به جمله اضافه میکنند: مصدر مرّه یک نوبت وقوع را برجسته میکند، اما مصدر هیئت چگونگی انجام کار را نشان میدهد. در ثلاثی مجرد، این تفاوت معمولاً در فتحه یا کسره حرف نخست دیده میشود؛ «جَلْسَة» برای یک نوبت نشستن و «جِلْسَة» برای حالت نشستن. بااینحال، نوع صرفیِ واژه را نباید با نقش نحویِ آن یکی گرفت. همان اسمی که از نظر ساختمان مصدر مرّه است، بسته به جایگاهش میتواند مفعول مطلق، مبتدا یا اسم مجرور باشد. برای تحلیل کامل، هر دو پرسش را جدا پاسخ دهید.

«فَعْلَة» در برابر «فِعْلَة»
| نوع مصدر | پرسش اصلی | نمونه | توضیح |
| مصدر اصلی | چه کاری؟ | جُلوس | خودِ نشستن؛ بدون تعیین تعداد از روی صورت واژه |
| مصدر مرّه | چند نوبت؟ | جَلْسَة | یک نوبت نشستن |
| مصدر هیئت | چگونه؟ | جِلْسَة | حالت یا شیوه نشستن |
در مثال آموزشی «جَلَسَ الطَّالِبُ جَلْسَةً»، تعدادِ یک نوبت از نشستن مطرح است. در «جَلَسَ الطَّالِبُ جِلْسَةَ الْمُتَأَدِّبِ»، منظور این است که دانشآموز به شیوه فرد مؤدب نشست. در جمله دوم، اضافهشدنِ «الْمُتَأَدِّبِ» چگونگیِ نشستن را روشن میکند.
در متن بیاعراب، هر دو صورت «جلسة» نوشته میشوند. از روی املای بیحرکت نمیتوان با قطعیت میان آنها انتخاب کرد؛ باید معنای جمله و ترکیبِ پس از واژه را هم سنجید. همچنین، وجود یک صفت بهتنهایی دلیلِ مصدر هیئت بودن نیست. «ضَرْبَة قَوِيَّة» هنوز میتواند یک ضربه را توصیف کند؛ صفت «قوی» تعداد را از معنای آن حذف نمیکند.
یک نوبت، الزاماً یک لحظه نیست
مصدر مرّه تعداد وقوع را مشخص میکند، نه لزوماً مدت آن را. یک نوبت نشستن ممکن است طولانی باشد و یک نوبت نگاهکردن کوتاه؛ کوتاهی یا بلندی را از خودِ مفهوم «یک نوبت» به دست نمیآوریم. از همین رو، در ترجمه «جَلْسَة» نباید همیشه عبارت «لحظهای نشست» را جایگزین کرد؛ این ترجمه ممکن است اطلاعاتی درباره مدت بیفزاید که در متن نیست.
کاربرد بهصورت مفعول مطلق
در «طَرَقَ الزَّائِرُ الْبابَ طَرْقَةً»، یعنی «مهمان یک بار در را کوبید»، واژه «طَرْقَةً» مفعول مطلقِ مبیّن عدد است: اسمی از همان ماده فعل که تعداد وقوع آن را بیان میکند. این کلمه منصوب است و علامت نصبش فتحه است. «الْبابَ» نیز مفعولبه است؛ یعنی چیزی که عملِ کوبیدن بر آن واقع شده است. پس یک جمله میتواند هم مفعولبه داشته باشد و هم مفعول مطلق.
این کاربرد را نباید به تعریف همیشگیِ مصدر مرّه تبدیل کرد. در «جَلْسَةٌ واحِدَةٌ تَكْفي»، یعنی «یک جلسه کافی است»، «جَلْسَةٌ» مبتدا و مرفوع است. در «بَعْدَ جَلْسَةٍ»، واژه «جَلْسَةٍ» مضافالیه و مجرور است. تغییر نقش و حرکت پایانی، با تشخیص ساختمان واژه دو مسئله جداگانه است.
تثنیه و جمع مصدر مرّه
وقتی واحدی از یک رخداد را نام میبریم، میتوانیم از همان واحد دو یا چند نمونه را بشماریم. «ضَرْبَة» در حالت مفرد یک ضربه، «ضَرْبَتانِ» در حالت رفع دو ضربه، و «ضَرْبَتَيْنِ» در حالت نصب و جر دو ضربه را بیان میکند. جمع آن نیز «ضَرَبات» است. بنابراین، نامِ «مصدر مرّه» به این معنا نیست که واژه هرگز نمیتواند تثنیه یا جمع شود.
در «طَرَقَ الزَّائِرُ الْبابَ طَرْقَتَيْنِ»، تعبیر «طَرْقَتَيْنِ» دو بار کوبیدن را میرساند و بهسبب تثنیهبودن، علامت نصبش یاء است. برای چند بار نیز میتوان گفت «طَرَقَ الزَّائِرُ الْبابَ ثَلاثَ طَرَقاتٍ». در جمله اخیر، عدد و معدود با هم تعداد را روشن میکنند؛ این موضوع را با مفردبودنِ صورت پایه اشتباه نگیرید.

مثالهای حلشده و تمرین تشخیص مصدر مرّه
برای تشخیص مصدر مرّه، بهتر است از معنی جمله شروع کنیم و سپس ساختمان واژه را بررسی کنیم. نخست ببینید آیا سخن از یک نوبتِ انجام کار است یا از حالت و چگونگی آن؛ بعد فعل پایه را پیدا کنید و قاعده ثلاثی یا غیرثلاثی را اجرا کنید. در پایان، نقش نحوی را با توجه به جایگاه واژه تعیین کنید. مثالهای این بخش آموزشیاند و برای روشنکردن همین مراحل ساخته شدهاند. تمرینها نیز فقط حفظِ چند واژه را نمیسنجند؛ بعضی از آنها عمداً تفاوتِ حرکت نخست، پایان «ة» یا جایگاه اسم در جمله را هدف میگیرند.

نمونه اول: از «قَفَزَ» تا یک پرش
فعل «قَفَزَ» ثلاثی مجرد است و حروف اصلی آن «ق، ف، ز» هستند. آنها را در وزن «فَعْلَة» قرار میدهیم: «قَفْزَة». سپس جمله میسازیم: «قَفَزَ اللَّاعِبُ قَفْزَةً»، یعنی «بازیکن یک بار پرید». «قَفْزَةً» در این جمله هم از نظر صرفی مصدر مرّه است و هم از نظر نحوی مفعول مطلقِ بیانکننده تعداد.
نمونه دوم: چرا «اِبْتِسامَة» بر وزن «فَعْلَة» نیست؟
فعل «اِبْتَسَمَ» با وجود داشتنِ ریشه سهحرفی، ثلاثی مزید است. بنابراین، برای ساخت مصدر مرّه، ابتدا مصدر اصلی آن «اِبْتِسام» را مییابیم و «ة» اضافه میکنیم. نتیجه «اِبْتِسامَة» است. مثالِ «اِبْتَسَمَ الطِّفْلُ اِبْتِسامَةً» یعنی «کودک یک بار لبخند زد». حفظ وزنِ مصدرِ غیرثلاثی در اینجا بخشی از قاعده است.
نمونه سوم: «رَحْمَة» چه ابهامی دارد؟
«رَحْمَة» از پیش بر وزن «فَعْلَة» است و میتواند خودِ معنای رحمت را برساند. بنابراین، صرفِ دیدنِ فتحه آغازین و «ة» پایانی، برای اثبات یک نوبت بودن کافی نیست. اگر بخواهیم یک نوبت را صریح بیان کنیم، از «رَحْمَة واحِدَة» کمک میگیریم. در تحلیلِ واژههای همصورت، باید معنای موردنظر در بافت جمله را نیز توضیح دهیم.
تمرین با پاسخ تشریحی
پیش از خواندن پاسخها، صورت درست را بنویسید و برای هر پاسخ یک دلیل کوتاه بیاورید. اگر پرسش درباره نقش نحوی است، به ترجمه تنها اکتفا نکنید؛ مشخص کنید چه چیزی در ساختمان جمله آن نقش را تعیین کرده است.
| تمرین | پاسخ و دلیل |
| ۱. مصدر مرّه «سَجَدَ» چیست؟ | سَجْدَة؛ فعل ثلاثی مجرد است و بر وزن فَعْلَة میآید. |
| ۲. از «اِنْطِلاق» یک نوبت بسازید. | اِنْطِلاقَة؛ مصدرِ فعل غیرثلاثی است و ة میگیرد. |
| ۳. یک نوبت «اِسْتِشارَة» را بیان کنید. | اِسْتِشارَة واحِدَة؛ مصدر اصلی از قبل به ة ختم شده است. |
| ۴. کدام صورت حالت نشستن را میرساند: جَلْسَة یا جِلْسَة؟ | جِلْسَة با کسره نخست؛ در کاربرد مصدر هیئت، چگونگی نشستن را بیان میکند. |
| ۵. آیا «مَدْرَسَة» بهدلیل ة پایانی مصدر مرّه است؟ | خیر؛ در کاربرد معمول نامِ مکان آموزش است و پایان واژه بهتنهایی ملاک نیست. |
| ۶. مصدر مرّه «قالَ» را بنویسید. | قَوْلَة؛ با شناسایی ریشه ق و ل ساخته میشود. |
| ۷. نقش «جَلْسَةٌ» در «جَلْسَةٌ واحِدَةٌ تَكْفي» چیست؟ | مبتدا و مرفوع؛ مصدر مرّه بودن، نقش ثابتِ مفعول مطلق را تحمیل نمیکند. |
| ۸. «یک بار در را کوبید» را به «دو بار» تغییر دهید. | طَرَقَ الْبابَ طَرْقَتَيْنِ؛ مصدر مرّه تثنیه شده و در این کاربرد منصوب است. |
خطاهای رایج و روش اصلاح آنها
خطای اول این است که به هر مصدر «ة» اضافه کنیم. برای «جَلَسَ»، شکل آموزشیِ درست «جَلْسَة» است، نه «جُلوسة». خطای دوم این است که هر ریشه سهحرفی را مشمول قاعده ثلاثی مجرد بدانیم؛ درحالیکه «اِسْتَخْرَجَ» با ریشه «خ ر ج» غیرثلاثی است و مصدر آن مبنای ساخت قرار میگیرد.
خطای سوم از بیتوجهی به حرکت آغازین میآید: «فَعْلَة» و «فِعْلَة» را یکی میخوانیم و تفاوتِ یک نوبت با شیوه انجام را از دست میدهیم. خطای چهارم، یکیگرفتنِ مصدر مرّه با مفعول مطلق است. برای پیشگیری، پاسخ تجزیه را در دو جمله بنویسید: نخست نوع واژه از نظر صرف؛ سپس نقش آن در همین جمله. این جداسازی، دلیل هر داوری را آشکار میکند.

جمعبندی
مصدر مرّه یک نوبت از وقوعِ فعل را بیان میکند. برای ثلاثی مجرد، قاعده اصلی «فَعْلَة» است؛ مانند «سَجْدَة» و «قَفْزَة». در غیرثلاثی، معمولاً مصدر اصلی با افزودن «ة» به صورت مرّه درمیآید و اگر از قبل همین پایان را داشته باشد، وصف «واحِدَة» یکبار بودن را روشن میکند. در ثلاثی نیز هموزنبودنِ مصدر اصلی با «فَعْلَة» را باید جداگانه سنجید. تشخیص نهایی به حرکتها و معنای جمله وابسته است: مصدر مرّه تعداد را برجسته میکند، مصدر هیئت چگونگی را؛ و نقشهایی مانند مفعول مطلق یا مبتدا را جایگاه نحویِ واژه تعیین میکند.

هنگام حل تمرین، این سه پرسش را بهترتیب پاسخ دهید: فعل پایه چیست؟ کدام قاعده ساخت بر آن صدق میکند؟ واژه در این جمله چه معنایی و چه نقشی دارد؟ پاسخ روشن به این پرسشها از تشخیصِ صرفاً ظاهری دقیقتر است.
سؤالات متداول
آیا «مصدر مرّه» همان «اسم مرّه» است؟
بله؛ در این مبحث، این دو نام برای بیان یک نوبت وقوعِ حدث به کار میروند. تعبیر «مصدر عدد» نیز دیده میشود. بااینحال، «اسم مرّه» را با اصطلاح جداگانه «اسم مصدر» یکی نگیرید؛ شباهتِ نامها به معنای یکسانبودنِ موضوع نیست.
آیا «واحِدَة» بعد از «ضَرْبَة» نادرست یا زائد است؟
خیر. «ضَرْبَة» در کاربرد مصدر مرّه خود بر یک ضربه دلالت میکند، اما آوردنِ «واحِدَة» میتواند همان تعداد را صریحتر یا مؤکد کند. این وضعیت با «إِقامَة واحِدَة» فرق دارد؛ در آنجا مصدر اصلی از قبل ة دارد و وصف، یک نوبت بودن را روشن میکند.
آیا فتحه اول مصدر مرّه با اعراب آخر آن تغییر میکند؟
خیر. فتحه حرف نخست در وزن «فَعْلَة» مربوط به ساختمان واژه است، اما حرکت پایانی به نقش نحوی بستگی دارد. بنابراین، در «ضَرْبَةٌ»، «ضَرْبَةً» و «ضَرْبَةٍ»، حرف نخست همچنان مفتوح است؛ تغییرِ تنوین پایانی، واژه را به مصدر هیئت تبدیل نمیکند.
آیا «یک بار» همیشه باید با مصدر مرّه ترجمه شود؟
خیر. میتوان از «مَرَّةً واحِدَةً» نیز استفاده کرد؛ مانند «فَتَحَ الْبابَ مَرَّةً واحِدَةً»، یعنی «یک بار در را باز کرد». انتخاب میان این تعبیر و مصدر مرّه به فعل، معنای موردنظر و طبیعیبودن جمله بستگی دارد. بیان تعداد در جمله الزاماً مستلزم ساختِ واژه تازه نیست.
آیا «جلسه» در فارسی هم تابع همین قاعده عربی است؟
واژه «جلسه» در فارسی معنای جاافتادهای مانند نشستِ آموزشی یا اداری دارد و مطابق کاربرد فارسی فهمیده میشود. شناختِ پیشینه عربی به ریشهیابی کمک میکند، اما برای تحلیلِ صرف عربی باید صورتِ عربی، حرکتها و بافتِ عربی را بررسی کرد؛ تلفظ و کاربرد فارسی را نباید عینِ تحلیل عربی گرفت.
اگر فعل غیرثلاثی دو مصدر داشته باشد، کدام را مبنا بگیریم؟
در قاعده آموزشی، مصدرِ مشهورتر و رایجتر مبنا قرار میگیرد؛ نباید صرفاً صورتی را انتخاب کرد که افزودن ة به آن آسانتر است. برای نمونه، در کاربرد متعارفِ «قاتَلَ»، تعبیر «مُقاتَلَة واحِدَة» الگوی روشنی برای بیان یک نوبت است. در نمونههای کمکاربرد، صورتِ ثبتشده و بافتِ استعمال را بررسی کنید.




