فعل صحیح و معتل چیست؟ نقشه کامل سالم، مهموز، مضاعف و انواع معتل

وقتی در صرف عربی میگوییم یک فعل «صحیح» یا «معتل» است، درباره درستی معنای آن حرف نمیزنیم. این نامگذاری به حروف اصلی فعل مربوط است. اگر در ریشه فعل حرف علّه وجود نداشته باشد، فعل صحیح است؛ اگر یکی یا دو حرف اصلی آن «واو» یا «یاء» باشد، فعل معتل به شمار میآید. الفی که در صورت ظاهری بعضی فعلها دیده میشود نیز معمولاً از واو یا یاء دگرگون شده است؛ برای نمونه، «قالَ» در ظاهر الف دارد، اما ریشه آن «ق و ل» است و به همین دلیل فعل اجوف محسوب میشود.
شناخت این تقسیمبندی فقط یک تمرین نامگذاری نیست. نوع فعل نشان میدهد در صرف آن باید منتظر چه تغییرهایی باشیم. حذف واو در «وَعَدَ ← یَعِدُ»، تغییر حرف میانی در «قالَ ← قُلتُ» و حذف یا بازگشت حرف پایانی در «رَمى ← رَمَتْ / رَمَیتُ» همگی با جای حرف علّه در ریشه ارتباط دارند. از سوی دیگر، فعلهای صحیح نیز یکسان نیستند: بعضی سالماند، بعضی در ریشه همزه دارند و بعضی با ادغام دو حرف همسان بهصورت مشدد دیده میشوند.
در این راهنما، ابتدا معیار اصلی تشخیص را روشن میکنیم، سپس نقشه فعلهای صحیح شامل سالم، مهموز و مضاعف را میبینیم. بعد سراغ مثال، اجوف، ناقص و دو نوع لفیف میرویم و در پایان، یک روش مرحلهبهمرحله برای تشخیص نوع فعل ارائه میدهیم. مثالها با ریشه و دلیل انتخاب شدهاند تا بتوانید همین روش را روی فعلهای ساده و مزید، صرفشده یا دارای تغییر ظاهری اجرا کنید. همچنین تفاوت حرف اصلی و حرف افزوده را در چند نمونه پرتکرار تمرین خواهیم کرد.

فعل صحیح و معتل بر چه اساسی تشخیص داده میشوند؟
ملاک تشخیص، «حروف اصلی» یا همان ریشه فعل است، نه تمام حروفی که در شکل صرفشده یا ساخت مزید دیده میشوند. در فعل ثلاثی، سه حرف فاءالفعل، عینالفعل و لامالفعل را بررسی میکنیم. در فعل رباعی نیز چهار حرف اصلی ملاکاند. اگر هیچیک از این حروف اصلی واو یا یاء نباشد، فعل صحیح است. اگر دستکم یکی از آنها واو یا یاء باشد، فعل معتل است. بنابراین پیش از هر نامگذاری باید پیشوندها، پسوندها، حروف مضارعه و حروف افزوده باب را کنار بگذاریم و به ریشه برسیم.

سه نکته در این تعریف بسیار مهم است:
الف در ریشه اصلی قرار نمیگیرد. الفِ فعلهایی مانند «قالَ»، «باعَ»، «دَعا» و «رَمى» نتیجه تغییر واو یا یاء است. برای تعیین اصل آن باید به صورتهای دیگری مانند مضارع، مصدر یا صرف با ضمیر مراجعه کرد: «قالَ ـ یَقولُ»، «باعَ ـ یَبیعُ»، «دَعا ـ یَدعو» و «رَمى ـ یَرمی».
هر واو یا یائی که در صورت فعل دیده میشود، اصلی نیست. در «کاتَبَ» الف از ساخت باب مفاعله آمده و ریشه «ک ت ب» صحیح است. در «یَکتُبُ» نیز یاء، حرف مضارعه است و جزو ریشه نیست.
وجود همزه یا تشدید بهتنهایی نوع اصلی صحیح یا معتل را تعیین نمیکند. ابتدا باید جای حروف علّه در ریشه روشن شود؛ سپس میتوان ویژگیهایی مانند مهموز یا مضاعف بودن را نیز بررسی کرد.
برای نمونه، «اِستَخرَجَ» حروف افزوده «ا، س، ت» دارد، اما ریشه آن «خ ر ج» است؛ پس فعل صحیح سالم است. در مقابل، «اِستَقامَ» از ریشه «ق و م» ساخته شده است؛ بنابراین با وجود شکل مزید، فعل از نظر ریشه معتل اجوف است.
این نگاه ریشهمحور جلوی یک اشتباه رایج را میگیرد: طبقهبندی بر پایه ظاهر همان صیغه. ممکن است حرف علّه در یک صیغه حذف شود، اما فعل همچنان معتل بماند. برای مثال، امر «قُلْ» هیچ واو یا یائی در ظاهر ندارد، ولی از ریشه «ق و ل» است و اجوف به شمار میآید.

فعل صحیح و انواع آن: سالم، مهموز و مضاعف
فعل صحیح فعلی است که حروف اصلی آن از حروف علّه خالی باشد. در تقسیم آموزشی رایج، فعل صحیح را به سه گروه سالم، مهموز و مضاعف تقسیم میکنند. «سالم» علاوه بر نداشتن حرف علّه، همزه اصلی و تکرار ادغامشونده نیز ندارد. «مهموز» در یکی از جایگاههای ریشه همزه دارد. «مضاعف» نیز دارای حروف اصلی همسانی است که معمولاً در تلفظ و نوشتار با تشدید ادغام میشوند. این سه عنوان با بررسی ریشه، نه صرفاً شکل ظاهری فعل، تعیین میشوند.

فعل صحیح سالم
فعل صحیح سالم در حروف اصلی خود نه واو و یاء دارد، نه همزه اصلی و نه تضعیف. نمونههای روشن آن عبارتاند از:
| فعل | ریشه | دلیل |
| کَتَبَ | ک ت ب | سه حرف اصلی صحیح و متفاوتاند |
| جَلَسَ | ج ل س | حرف علّه، همزه و تضعیف ندارد |
| فَهِمَ | ف ه م | ریشه از حروف صحیح ساخته شده است |
| اِستَخرَجَ | خ ر ج | حروف «استـ» افزودهاند و ریشه سالم است |
واژه «سالم» در اینجا معنای دقیقتری از «صحیح» دارد. هر فعل سالم، صحیح است؛ اما هر فعل صحیح لزوماً سالم نیست، چون ممکن است مهموز یا مضاعف باشد.
فعل صحیح مهموز
فعل مهموز فعلی است که یکی از حروف اصلی آن همزه باشد. جای همزه در ریشه میتواند متفاوت باشد:
مهموزالفاء: همزه حرف اول ریشه است؛ مانند «أَکَلَ» با ریشه «أ ک ل» و «أَخَذَ» با ریشه «أ خ ذ».
مهموزالعین: همزه حرف دوم ریشه است؛ مانند «سَأَلَ» با ریشه «س أ ل».
مهموزاللام: همزه حرف سوم ریشه است؛ مانند «قَرَأَ» با ریشه «ق ر أ».
همزه باید اصلی باشد. برای مثال، همزه آغاز «أَکرَمَ» از ساختمان باب إفعال است و ریشه آن «ک ر م» است؛ پس این فعل را بهسبب همین همزه، مهموز نمینامیم.
فعل صحیح مضاعف
در فعل مضاعف ثلاثی، عینالفعل و لامالفعل از یک جنساند. این دو حرف در بسیاری از صیغهها ادغام میشوند و با تشدید دیده میشوند؛ مانند «مَدَّ» که ریشه گشوده آن «م د د» است، «شَدَّ» از «ش د د» و «مَرَّ» از «م ر ر». برای دیدن دو حرف اصلی میتوان به صیغهای مراجعه کرد که ادغام در آن باز میشود: «مَدَدتُ»، «شَدَدتُ» و «مَرَرتُ».
در مضاعف رباعی، حرف اول و سوم همساناند و حرف دوم و چهارم نیز همساناند؛ مانند «زَلزَلَ» با الگوی «ز ل ز ل» و «وَسوَسَ» با الگوی «و س و س». واوِ «وَسوَسَ» در این تحلیل یکی از حروف اصلی رباعی است؛ نامگذاری دقیق آن را باید در چارچوب فعل رباعی و الگوی تکرار بررسی کرد، نه با قواعد ساده فعل ثلاثی.

فعل معتل مثال، اجوف و ناقص
فعل معتل دستکم یک واو یا یاء اصلی دارد. اگر تنها یک حرف علّه در ریشه باشد، جای آن نام فعل را تعیین میکند: حرف اول، «مثال»؛ حرف دوم، «اجوف»؛ و حرف سوم، «ناقص». این نامها به جایگاه فاءالفعل، عینالفعل و لامالفعل اشاره دارند. در بسیاری از صیغهها حرف علّه دگرگون یا حذف میشود، پس تشخیص درست باید با مقایسه چند صورت از فعل انجام شود، نه فقط با نگاه به ماضی مفرد. این جایگاهها مسیر صرف فعل را نیز تا حد زیادی پیشبینی میکنند.

فعل معتل مثال
مثال فعلی است که فاءالفعل، یعنی نخستین حرف اصلی آن، واو یا یاء باشد. «وَعَدَ» از ریشه «و ع د»، «وَجَدَ» از «و ج د»، «وَصَلَ» از «و ص ل» و «یَبِسَ» از «ی ب س» مثالاند.
در برخی فعلهای مثال واوی، واو در مضارع حذف میشود: «وَعَدَ ← یَعِدُ» و «وَصَلَ ← یَصِلُ». حذف واو باعث نمیشود فعل صحیح شود؛ ریشه همچنان با واو آغاز میشود. به همین دلیل، برای تشخیص فعل صرفشده «یَعِدُ» باید آن را به ماضی یا ریشه بازگردانیم.
فعل معتل اجوف
اجوف فعلی است که عینالفعل، یعنی حرف میانی ریشه، واو یا یاء باشد. الفِ دیدهشده در ماضی بسیاری از فعلهای اجوف، صورت تغییرکرده همین حرف است:
| فعل ماضی | مضارع یا صیغه کمکی | ریشه | نوع |
| قالَ | یَقولُ / قُلتُ | ق و ل | اجوف واوی |
| صامَ | یَصومُ / صُمتُ | ص و م | اجوف واوی |
| باعَ | یَبیعُ / بِعتُ | ب ی ع | اجوف یایی |
| سارَ | یَسیرُ / سِرتُ | س ی ر | اجوف یایی |
در صیغههایی مانند «قُلتُ» و «بِعتُ»، حرف علّه حذف شده است، اما نوع فعل با ریشه تعیین میشود. تفاوت حرکت حرف اول نیز میتواند برای بازیابی اصل واوی یا یایی کمککننده باشد، هرچند مراجعه به مضارع و فرهنگ لغت مطمئنتر است.
فعل معتل ناقص
ناقص فعلی است که لامالفعل، یعنی آخرین حرف اصلی ریشه، واو یا یاء باشد. «دَعا» از ریشه «د ع و»، «رَمى» از «ر م ی»، «سَعى» از «س ع ی» و «رَضِیَ» از «ر ض ی» ناقصاند.
نام ناقص به این دلیل مناسب است که حرف پایانی در بعضی صرفها حذف میشود؛ مانند «رَمَتْ» و «لَمْ یَرمِ». در برخی صیغهها نیز اصل حرف آشکار میشود: «دَعَوتُ» و «رَمَیتُ». برای تشخیص اصل الف پایانی، مضارع نیز مفید است: «یَدعو» اصل واوی و «یَرمی» اصل یایی را نشان میدهد.

لفیف مفروق و لفیف مقرون
اگر در ریشه فعل دو حرف علّه وجود داشته باشد، آن را «لفیف» مینامند. جای این دو حرف، لفیف را به دو نوع تقسیم میکند. در لفیف مفروق، یک حرف صحیح میان دو حرف علّه فاصله میاندازد؛ یعنی فاءالفعل و لامالفعل معتلاند. در لفیف مقرون، دو حرف علّه کنار یکدیگر قرار دارند؛ یعنی عینالفعل و لامالفعل معتلاند. واژههای «مفروق» و «مقرون» دقیقاً همین جدا یا پیوسته بودن دو حرف علّه را بیان میکنند. هر دو گروه در صرف، چند تغییر همزمان را تجربه میکنند.

لفیف مفروق
در لفیف مفروق، الگوی ریشه چنین است: حرف علّه + حرف صحیح + حرف علّه. نمونهها:
«وَقى» با ریشه «و ق ی»؛ واو و یاء با قاف از یکدیگر جدا شدهاند.
«وَفى» با ریشه «و ف ی»؛ واو در آغاز و یاء در پایان ریشه است.
«وَعى» با ریشه «و ع ی»؛ دو حرف علّه در دو سوی عین قرار دارند.
این فعلها ممکن است در یک صیغه بسیار کوتاه شوند. برای مثال، امر «قِ» از «وَقى» ساخته میشود. شکل یکحرفی امر نباید ما را از ریشه سهحرفی «و ق ی» دور کند.
لفیف مقرون
در لفیف مقرون، الگوی ریشه چنین است: حرف صحیح + حرف علّه + حرف علّه. نمونهها:
«طَوى» با ریشه «ط و ی».
«رَوى» با ریشه «ر و ی».
«شَوى» با ریشه «ش و ی».
در این گروه، دو حرف علّه کنار هم قرار گرفتهاند. صرف این فعلها میتواند با تغییر، حذف یا بازگشت یکی از حروف همراه شود. برای نمونه، «رَوى» در مضارع «یَروی» و با تاء فاعل «رَوَیتُ» میشود و ساخت ریشه را روشنتر نشان میدهد.
جدول زیر نقشه انواع معتل را یکجا جمع میکند:
| نوع فعل معتل | جای حرف علّه در ریشه | الگوی ساده | نمونه |
| مثال | فاءالفعل | و/ی ـ صحیح ـ صحیح | وَعَدَ، یَبِسَ |
| اجوف | عینالفعل | صحیح ـ و/ی ـ صحیح | قالَ، باعَ |
| ناقص | لامالفعل | صحیح ـ صحیح ـ و/ی | دَعا، رَمى |
| لفیف مفروق | فاء و لام | و/ی ـ صحیح ـ و/ی | وَقى، وَعى |
| لفیف مقرون | عین و لام | صحیح ـ و/ی ـ و/ی | طَوى، رَوى |

روش تشخیص فعل صحیح و معتل، مرحلهبهمرحله
برای تشخیص دقیق، از ظاهر فعل به ریشه حرکت کنید. ابتدا فعل را از جمله جدا کنید و صیغه پایه یا دستکم شکل شناختهشده آن را پیدا کنید. سپس حروف صرفی و حروف افزوده باب را کنار بگذارید. اگر الف یا حرف علّهای حذفشده میبینید، با مضارع، مصدر، تاء فاعل یا فرهنگ لغت اصل آن را بازیابی کنید. در پایان، حروف اصلی را بهترتیب روی جایگاههای فاء، عین و لام بگذارید و نوع فعل را از جای واو و یاء، همزه یا تکرار حروف تشخیص دهید.

گام اول: صیغه و حروف افزوده را شناسایی کنید
حروف مضارعه «أ، ن، ی، ت»، شناسههای فاعلی و پسوندهای جمع یا مؤنث جزو ریشه نیستند. در «یَکتُبونَ»، یاء و واو و نونِ پایانی را کنار میگذاریم و به «کَتَبَ» میرسیم. در «اِستَخرَجوا» نیز «استـ» و واو جمع افزودهاند و ریشه «خ ر ج» است.
گام دوم: فعل مزید را به ماده اصلی برگردانید
در فعلهای مزید، وجود الف، تاء، سین، نون یا همزه ممکن است ظاهر را پیچیده کند. «أَکرَمَ» از «کَرُمَ/ک ر م» و «تَعاوَنَ» از «ع و ن» ساخته شده است. اولی صحیح سالم و دومی معتل اجوف است. پس نوع ساخت باب را با نوع صحیح و معتل اشتباه نکنید.
گام سوم: الف را به واو یا یاء برگردانید
برای الف میانی یا پایانی از صورتهای کمکی استفاده کنید:
ماضی و مضارع: «قالَ ـ یَقولُ»، «باعَ ـ یَبیعُ»، «دَعا ـ یَدعو»، «رَمى ـ یَرمی».
اتصال تاء فاعل: «قُلتُ»، «بِعتُ»، «دَعَوتُ»، «رَمَیتُ».
مصدر یا مشتق شناختهشده: «قَول»، «بَیع»، «دَعوة»، «رَمی».
گام چهارم: جای حرف یا حروف علّه را مشخص کنید
اگر حرف علّه اول است، مثال؛ اگر دوم است، اجوف؛ اگر سوم است، ناقص. اگر دو حرف علّه دارید، جدا بودن آنها با یک حرف صحیح یعنی لفیف مفروق و کنار هم بودنشان یعنی لفیف مقرون.
گام پنجم: اگر حرف علّه نیست، نوع فعل صحیح را تعیین کنید
اگر هیچ واو یا یاء اصلی ندارید، به همزه و تکرار حروف نگاه کنید. همزه اصلی، فعل را مهموز میکند. یکسان بودن عین و لام در ثلاثی یا تکرار متقابل حروف در رباعی، مضاعف را میسازد. اگر هیچکدام وجود ندارد، فعل صحیح سالم است.

نکات ظریف و خطاهای رایج در طبقهبندی
بیشتر خطاها از یکی گرفتن «حروف نوشتهشده» با «حروف اصلی» به وجود میآیند. ممکن است فعلی در ظاهر الف داشته باشد ولی صحیح باشد، چون الف افزوده است؛ یا هیچ حرف علّهای نشان ندهد ولی معتل باشد، چون حرف علّه در آن صیغه حذف شده است. همزه و تشدید نیز باید تا ریشه باز شوند. راه مطمئن این است که برای هر پاسخ، ریشه و جایگاه حروف را بنویسید و سپس نام نوع را انتخاب کنید. نوشتن پاسخ به شکل «ریشه ← نوع» کنترل نهایی را نیز آسانتر میکند.

اشتباه اول: هر الفی را نشانه فعل معتل بدانیم
«کاتَبَ» و «شارَکَ» بهسبب الف باب مفاعله معتل نیستند. ریشههای «ک ت ب» و «ش ر ک» صحیحاند. در مقابل، الف «قالَ» و «باعَ» از حرف علّه اصلی دگرگون شده است.
اشتباه دوم: فقط همان صیغه را ببینیم
«یَعِدُ»، «قُلْ» و «لَمْ یَرمِ» بهترتیب مثال، اجوف و ناقصاند، هرچند حرف علّه اصلی در ظاهر آنها حذف شده است. بازگرداندن فعل به ماضی، مضارع یا صورت متصل به ضمیر مشکل را حل میکند.
اشتباه سوم: همزه افزوده را همزه اصلی حساب کنیم
در «أَخرَجَ» و «أَکرَمَ»، همزه ساخت باب إفعال است؛ ریشهها «خ ر ج» و «ک ر م» هستند. اما در «أَکَلَ»، «سَأَلَ» و «قَرَأَ»، همزه یکی از حروف اصلی است.
اشتباه چهارم: تشدید را یک حرف به شمار آوریم
تشدید نشان میدهد یک حرف دو بار تلفظ میشود. «مَدَّ» را باید «م د د» و «شَدَّ» را «ش د د» تحلیل کرد. صیغههایی مانند «مَدَدتُ» و «شَدَدتُ» این دو حرف را آشکار میکنند.
نکته پیشرفته: برچسبها همیشه کاملاً انحصاری نیستند
در آموزش پایه، سالم، مهموز و مضاعف را زیرمجموعههای فعل صحیح میآورند و انواع معتل را جدا میکنند. بااینحال، «مهموز بودن» وجود همزه اصلی و «مضاعف بودن» تکرار حروف را توصیف میکند؛ این ویژگیها در تحلیل دقیقتر میتوانند همراه با اعتلال نیز مطرح شوند. برای مثال، ریشه «ر أ ی» هم همزه اصلی دارد و هم یاء پایانی. در پاسخهای آموزشی معمول، اول نوع صحیح یا معتل را بر پایه حرف علّه تعیین کنید و سپس، اگر لازم بود، ویژگی همزه یا تضعیف را جداگانه توضیح دهید. این روش از پاسخهای متناقض جلوگیری میکند.
چند نمونه حلشده
| صورت دادهشده | بازگردانی یا ریشه | پاسخ درست | دلیل کوتاه |
| یَستَخرِجونَ | خ ر ج | صحیح سالم | همه حروف اصلی صحیحاند |
| أَکرَمَ | ک ر م | صحیح سالم | همزه افزوده باب إفعال است |
| سَأَلَ | س أ ل | صحیح مهموزالعین | همزه حرف دوم ریشه است |
| مَدَّ | م د د | صحیح مضاعف | عین و لام همساناند |
| یَعِدُ | و ع د | معتل مثال | واو اصلی در مضارع حذف شده است |
| قُلْ | ق و ل | معتل اجوف | واو، عینالفعل ریشه است |
| رَمَتْ | ر م ی | معتل ناقص | یاء پایانی در این صیغه حذف شده است |
| قِ | و ق ی | لفیف مفروق | فاء و لام هر دو حرف علّهاند |

جمعبندی
نقشه فعل صحیح و معتل با یک پرسش آغاز میشود: حروف اصلی فعل چیست؟ اگر ریشه از واو و یاء خالی باشد، فعل صحیح است و با توجه به همزه یا تکرار حروف، سالم، مهموز یا مضاعف نام میگیرد. اگر ریشه یک حرف علّه داشته باشد، جای آن نوع مثال، اجوف یا ناقص را تعیین میکند. وجود دو حرف علّه نیز فعل را لفیف میکند؛ حرف صحیح میان آنها نشانه مفروق و کنار هم بودنشان نشانه مقرون است. این ترتیب، سریع و قابل تکرار است.

برای تشخیص مطمئن، هیچگاه به ظاهر یک صیغه بسنده نکنید. حروف افزوده را حذف کنید، تشدید را باز کنید و الف را با کمک مضارع، تاء فاعل، مصدر یا فرهنگ لغت به اصل واوی یا یایی برگردانید. سپس ریشه را روی جایگاههای فاء، عین و لام بنویسید. این روش حتی در نمونههای فریبندهای مانند «یَعِدُ»، «قُلْ»، «رَمَتْ»، «أَکرَمَ» و «اِستَقامَ» نیز پاسخ روشنی میدهد.
خلاصه فرمول تشخیص چنین است: نخست ریشه، سپس وجود یا نبود حرف علّه، بعد جای حرف علّه و در پایان ویژگی همزه یا تضعیف. با همین ترتیب، نامگذاری فعلها از حفظکردن یک فهرست پراکنده به یک تحلیل قابلاعتماد تبدیل میشود.
سؤالات متداول
آیا هر فعلی که الف دارد معتل است؟
خیر. باید دید الف جزو صورت دگرگونشده یک حرف اصلی است یا از ساختمان صرفی فعل آمده است. «قالَ» معتل اجوف است، چون الف آن از واو ریشه «ق و ل» آمده؛ اما «کاتَبَ» صحیح است، چون الف در باب مفاعله افزوده شده و ریشه «ک ت ب» است.
چگونه بفهمیم الفِ فعل از واو است یا یاء؟
معمولاً مضارع، اتصال تاء فاعل، مصدر یا یکی از مشتقها اصل حرف را نشان میدهد. «قالَ ـ یَقولُ ـ قَول» اصل واوی و «باعَ ـ یَبیعُ ـ بَیع» اصل یایی دارد. در موارد دشوار، مراجعه به فرهنگ لغت مطمئنترین راه است.
چرا «قُلْ» اجوف است، در حالی که حرف علّه ندارد؟
چون طبقهبندی بر پایه ریشه انجام میشود، نه شکل ظاهری صیغه. «قُلْ» امرِ «قالَ» و از ریشه «ق و ل» است. واو در فرایند صرف حذف شده، اما عینالفعل ریشه همچنان واو است؛ بنابراین فعل اجوف باقی میماند.
تفاوت فعل سالم و صحیح چیست؟
«صحیح» عنوان کلی فعلی است که حرف علّه اصلی ندارد. «سالم» یکی از انواع صحیح است و علاوه بر نداشتن حرف علّه، همزه اصلی و تضعیف نیز ندارد. پس هر سالم صحیح است، اما فعل صحیح میتواند مهموز یا مضاعف باشد و سالم نباشد.
آیا همزه ابتدای «أَکرَمَ» فعل را مهموز میکند؟
خیر. همزه «أَکرَمَ» افزوده باب إفعال است و در ریشه «ک ر م» وجود ندارد. مهموز بودن زمانی مطرح است که همزه یکی از حروف اصلی باشد؛ مانند «أَکَلَ»، «سَأَلَ» یا «قَرَأَ».
تفاوت لفیف مفروق و مقرون چیست؟
هر دو دو حرف علّه اصلی دارند. در لفیف مفروق، حرف صحیح میان آنها فاصله میاندازد، مانند «وَقى» با ریشه «و ق ی». در لفیف مقرون، دو حرف علّه کنار هماند، مانند «طَوى» با ریشه «ط و ی».




